۱۳۹۸ آذر ۲۷, چهارشنبه

به نظر اهل سنت والجماعت قصه اصلی روز غدیر خم و به نظر بعضی ها ( اعلان خلافت علی (رض) ) چیگونه بود ؟


 ارسالی از طارق افغان
منقول: از شيخ عثمان الخميس     ترجمه و ترتيب : طارق افغان
 غدیر خم  یک منطقه است بین مکه  و مدینه ، نزدیک به منطقه الجحفه ، واین قصه زمان رخ داد که رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) از حجة الوداع  پس به طرف مکه در حرکت بود ،  درست سه ماه قبل از وفات پیامبر اسلام (صلى الله عليه وسلم)
 داستان این واقعه را در چند کتاب  احادیث اهل سنت از چند تن صحابه  به عبارات مختلف روایت شده ولی روایت که از امام مسلم است برای اهل سنت معتبر تر است چون این کتاب نسبت به  دیگر کتب احادیث  در درجه دوم قرار دارد ما ان روایت را بیان میکنیم : امام مسلم ( رحمة الله علیه ) در صحیحش از صحابی بزگوار زید بن ارقم (رضي الله عنه )روایت کرده او میفرماید : ( قام رسول الله فينا خطيباً بماء يُدعى خما بين مكة والمدينة فحمد الله وأثنى عليه   ووعظ وذَكّر ثم قال : ( أما بعد ألا يا أيها الناس إنما أنا بشر يوشك أن يأتي رسول ربي فأجيب وأنا تارك فيكم ثقلين أولهما كتاب الله فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب الله وأستمسكوا به ) قال : فحث على كتاب الله ورغّب فيه ثم قال : ( وأهل بيتي أذكركم الله في أهل بيتي ,أذكركم الله في أهل بيتي , أذكركم الله في أهل بيتي ) قال حصين الراوي عن زيد ومن أهل بيته يا زيد أليس نساءه من أهل بيته قال : نعم ولكن أهل بيته من حُرم الصدقة بعده . قال : ومن هم ؟ قال : هم آل علي وآل عقيل وآل جعفر وآل العباس . قال : كل هؤلاء حُرم الصدقة ؟ , قال : نعم . ] أخرجه الإمام مسلم في صحيحه  
یعنی :   رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) در بین مکه و مدینه در مکان خم در بین ما خطبه  ایراد فرمود ،  او حمد و ثنای خداوند گفت و پس چنان فرمود ( اما بعد!باخبر باشید ای مردم! به تحقیق من بشر هستم ممکن است که فرستاده خداوند من بیاید و من هم لبیک گویم( وفات شوم) من در بین شما دو ثقل (مسؤلیت) را میمانم  ( ترک میکینم ) اولش کتاب خداوند است که در آن هدایت و روشنی است ،به کتاب خداوند چنگ زنید و اورا  محکم نگهدارید ) او( زید) میگوید که مردم را به تمسک به کتاب الله ترغیب نمودند بار دیگر فرمود (  و اهل بیت من ! به شما خداوند را درباره اهل بیت من یاداوری میکنم ، خداوند را در باره اهل بیت من به شما یاداوری میکنم ، خداوند را در باره اهل بیت من به شما یاداوری میکنم ، حصین که راوی این حدیث است به زید گفت  :[ ای زید !  آیا زنها از اهل بیت نیستند ؟ فرمود : بلی هستند  و لکن اهل بیت آنهای است که بعد از او صدقه بر انها حرام شده ،حصین فرمود : آنها کیها اند ؟ زید فرمود : آنها آل علی ، آل عقیل ، آل جعفر و آل عباس  . فرمود : بر همه آینها  صدقه حرام است . گفت بلی .
در  همین حدیث در کتب دیگر مثل احمد . نسایی و ترمذی زیادت های هم روایت شده که رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) درین مکان فرمود که ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) و زیادات دیگر هم در بعضی روایات است مثل: ( اللهم والي من ولاه وعاد من عاداه وأنصر من نصره وأخذل من خذله وأدر الحق معه حيث دار ) پس این حدیث را به چهار قسمت تقسیم کرده میتوانیم :
قسمت اول : آن جز حدیث مسلم  که درآن این قسمت حدیث  نیست که (من كنت مولاه فعلي مولاه ).
قسمت دوم : ان زیادات که خارج حدیث مسلم است ، ترمذي وأحمد والنسائي والخصائص آنرا اضافه نموده ان این جمله است که  ( من كنت مولاه فعلي مولاه)
قسمت سوم :زیادت سوم است که ترمذی و احمد روایت کرده ان این جمله است (اللهم والي من ولاه وعاد من عاداه)  
قسمت چهارم :ان قسمت حدیث است که  طبرانی و دیگران  روایت کرده (وأنصر من نصره وأخذل من خذله وأدر الحق معه حيث دار)
قسمت اول حدیث که مسلم روایت کرده برای مان اشکال ندارد  چون برای مان همه ان که مسلم روایت میکند معتمد و معتبر است
قسمت دوم ان ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) نیز که برای ترمذی صحت دارد برای ما  هم صحیح است چون احادیث صحیح فقط در بخاری و مسلم روایت نه شده بلکه در کتب دیگر هم روایت است .
لاکن زیادات دیگری مثل ( اللهم والي من ولاه وعاد من عاداه)  درین باره اهل علم حدیث اتفاق ندارد بعضی از اهل علم آن را صحت دانسته ،و بعضی شان  مثل إسحاق الحربي وابن تيمية وابن حزم حتی جمله اول را ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) هم ضعیف  دانسته
لاکن زیادات بخش اخری (وأنصر من نصره وأخذل من خذله وأدر الحق معه حيث دار ) را بلکل کذب و بر رسول الله (صلى الله عليه وسلم) دروغ گفتن دانسته  
 دوم : اینکه بعضی ها ( شیعیه یان) به این حدیث که رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فرموده ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) استدلال میکنند که  بعد از رحلت پیامبر (صلى الله عليه وسلم) علی (رضی الله عنه ) خلیفه  و حاکم مسلمانان میشد  درین باره چند نکته یاد آوری میشویم  :
اول: باید بدانیم ،  وقتیکه رسول الله (صلى الله عليه وسلم) مردم را درینجا جمع کرد و خطبه ایراد فرمود آیا بخاطر همین موضوع  جمع کرده بودند ؟  یا اینکه موضوع دیگری بود ؟ 
 دوم : اینکه بعضی ها  به این حدیث که رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فرموده ( من كنت مولاه فعلي مولاه ) استدلال میکنند که  بعد از رحلت پیامبر (صلى الله عليه وسلم) علی (رضي الله عنه) خلیفه  و حاکم مسلمانان میشد ،اول باید بدانیم  وقتیکه رسول الله (صلى الله عليه وسلم) مردم را درینجا جمع کرد و خطبه ایراد فرمود آیا بخاطر همین موضوع بود یا اینکه موضوع دیگری بود ؟ باید بدانیم که این حدیث در زمان گفته شده که رسول الله (صلى الله عليه وسلم)  بعد از حجة الوداع از مکه به مدینه برمی گشت و او علیه سلام وقتیکه سفر میکرد عادتش  بود که   روز استراحت میکرد و شب سفر و این سفر هم از پنج تا هفت روز به طول میکشید این هم یکی از توقفگاهی سفر بود این توقفگاهی بود که رسول الله در ان توقف کرد، توقف برای این نه بود که این خبر را به مسلمانان برسانند ، بلکه این یک عادتش بود ،و این یک امر طبعی است که باید در راه دور و دراز نمی توان پنچ شش روز به سفر ادامه دهد ، درحالیکه زنها و معذوران همراهش باشد .پس این حالت  طبعی بود که رسول الله (صلى الله عليه وسلم) در سفرهایش در راه استراحت می نمود . پس باید بگویم که رسول الله (صلى الله عليه وسلم) برای این سخن مردم را جمع نه کرده بود .
 قضیه دوم درین باره اینست که :چرا رسول الله (صلى الله عليه وسلم) این چنین گفت ؟ بعضی ها ( شیعه یان )میگویند برای اینکه خلافت علی را اعلان کند چنین  کرد ، رسول الله (ص) خواست به مردم بگویند که بعد از رسول الله (صلى الله عليه وسلم) علی خلیفه و جانشین رسول الله (صلى الله عليه وسلم) است ولی ما میگویم که قضیه  این چنین نیست . چرا ما اینطوری میگویم ؟
ما این کار را برای این نمی کنیم که خلافت علی را رد میکینم ، ما به محبت علی نیاز داریم تا به خداوند نزدیک شویم ، ولی ما این را از این خاطر رد میکنیم که این سخن حق نیست . چرا حق نیست ؟ از همه اولتر میگوییم اگر پیامبر (صلى الله عليه وسلم) میخواست علی (رضي الله عنه) را خلیفه مسلمانان اعلان میکرد  این کار را درعرفه روز حجه الوداع میکرد  تا همه مسلمانان بشنوند، زیرا همه مسلمانان در آنجا جمع بودند ، آنجا این پیام را اعلان میکرد ، اگر مسلمانان مدینه قبول نمی کرد دیگر مسلمانان این اعلان را میشنوید و از او پیروی میکرد .
 این مردم  ازین حدیث ( دعوه خلافت ) میکنند  ؤ آنها میگویند  که پیامبر (صلى الله عليه وسلم) میترسید که خلافت را اعلان میکرد ، ازین میترسید که مسلمانان این سخن  پیامبر (صلى الله عليه وسلم) را رد میکرد او از مردم مدینه ترس داشتند ، ایا پیامبر (صلى الله عليه وسلم) همه مردم  را که در عرفات بودند  ترک میکردند   تا  در بین مردم مدینه چنین چیزی بگویند ؟این چي تناقضی است ؟این قول را کسی هم قبول دارد ؟
آیا این ممکن است که آنهای که مال ، اولاد ،وطن ، دوست قریب خود را ترک کردند ،  در راه خدا هجرت کردند ، آنهای که تا دم مرگ در راه خدا  در کنار پیامبر اسلام میجنگیدندن ، انهایکه در غزای بدر ، احد ،خندق ،حديبیه ،خیبر ،حنین ، تبوک ،و فتح مکه جان های شان را فدا خداوند (ج) میکردند آیا اينها از امر پیامبر خلاف ورزی میکردند ؟اینها مال های شان را بخاطر پیشرفت اسلام به مصرف میرساندن تا با خداوند و پیامبرش نزدیک شوند ،  آیا اینها مخالفت رسول الله را میکرد ؟ و خلافت علی ( رضي الله عنه ) را قبول نمی کردند ؟ اگر چنین بودند پس چرا احادیث روز غدیر خم را روایت میکردند ؟ چرا آنها کسی در مقابلش مخالفت نه کرد ؟ به هر حال مطلب مان این است که چرا پیامبر اکرم (صلى الله عليه وسلم) این خطبه را خاص به اهل مدینه ایراد فرمود و به دیگران نه گفت این را هم میدانیم که غدیر خم از مکه ۲۵۰  کیلومتر دور تر است بخاطر دوسبب اینجا این سخنان را یاد اوری شد :
۱-رسول الله (صلى الله عليه وسلم) قبل از اینکه به حج برود در مدینه به سر میبورد ، و خالد (رضي الله عنه  ) را بخاطر جهاد به یمن فرستاد ، او در جهاد پیروز شد ، به پیامبر (صلى الله عليه وسلم) پیام روان کرد که ما در جهاد پیروز شدیم ،همرای مان غنایم زیاد است کسی را بفرست تا این غنایم را تقسیم کند ، رسول الله صلى الله عليه وسلم  ) علی (رضي الله عنه  ) را به یمن  فرستاد  تا غنایم را خمس کنند و پس به مکه برگردد تا در حج همرای رسول الله (صلى الله عليه وسلم) شرکت کنند . علی (رضي الله عنه ) به یمن رفت به غنایم رسید و غنایم را به پنج قسمت تقسیم نمودند ، چهار قسمتش در بین مجاهیدن تقسیم نمود و پنجمش گرفت برای الله ورسولش ، ذوی القربا، ايتام ، مساکین ،فی سبيل الله ، تقسیم نمود . علی (رضي الله عنه ) باید پس به مکه برود تا به رسول الله  در حج یکجا شود ،اینجا یک مشکل پیش آمد ،  علی (رضي الله عنه ) خمس ذوی القربا که حق اهل بیت بود گرفت
در آن اموال بهایم و حیوانات بود ، اسپ ، شتر ، گو ،گوسفند ، همچنان غلامان و کنیزان نیز شامل بود ، درین وقت علی (رضي الله عنه ) چی کرد ؟ یک زن از کنیزان را گرفت با او جماع نمود ، این کار علی (رضي الله عنه  ) خوش صحابه کرام نه آمد  مثل بریده بن الحصین (رضي الله عنه  ) به قهر شدند ،،چرا علی (رضي الله عنه  ) چنین کاری کرد ؟این مال ذوی القربا تنها از علی نه بود ،  علی باید به مدینه میبورد درآنجا تقسیم میکرد نه اینکه او خودش اینجا تصرف کرد  ..
علی (رضي الله عنه  ) که کنیز را گرفت و با او جماع کرد ، بیرون برآمد ،و غسل کرد ، بریده  (رضي الله عنه  ) به قهر شد  خود را به رسول الله (صلى الله عليه وسلم) رساند ، به رسول الله (صلى الله عليه وسلم) این حکایت کرد ، رسول الله (صلى الله عليه وسلم) هیچ جواب نه داد  ، بار دیگر به رسول الله(صلى الله عليه وسلم) واقعه را یاد آوری نمود علی (رضي الله عنه ) چنین و چنان کرد ، باز هم رسول الله (صلى الله عليه وسلم) چیزی نه گفت .
بار سوم به رسول الله (صلى الله عليه وسلم) یاد آوری نمود یا رسول الله (صلى الله عليه وسلم) علی چنان و چنین کرد  در همین جا رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فرمود ( یا بریده ایا علی را بد میبیني ) بریده گفت :بلی یا رسول الله  . رسول الله فرمود : ( چنین نه کن برای علی از خمس زیاتر از این است )  بریده میفرماید : بعد ازین ان کینه را ترک کردم و علی را دوست داشتم چون رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فرموده بود ( لا تبغض علیا) این داستان همینجا تمام شد ، دیگر نه بغض بود ونه دشمنی چون رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فرموده  بود
سبب دوم : وقتیکه علی (رضي الله عنه ) از یمن به سوی مکه در حرکت بود و رسول الله (صلى الله عليه وسلم) از مدینه به سوی مکه در راه بود . علی (رضي الله عنه  ) یک اشتر را برای قربانی برای رسول الله (صلى الله عليه وسلم) گرفت و پیش از لشکر به مکه آمد به لشکریان گفت که شما نه باید به اشتران سوار شوید و نه باید  از لباس های غنایم بپوشد  او به مکه آمد ، وقتیکه لشکر به مکه رسید او پیش لشکر آمد دید که خلاف او عمل شده ، مردم به شترها سوار اند و همان لباس های که منع شده بودند پوشیده ، علی (رضي الله عنه  ) به قهر شد ، شتر ها را قربانی کرد و امر نمود که لباس ها را برگردانند
این عمل علی (رضي الله عنه ) خوش مردم نه امد و به قهر شدند از ان جمله ابو سعید الخدری (رضي الله عنه  )  او میگوید : وقتیکه به مکه رسیدیم با رسول الله  ملاقات نمودیم از علی برایش شکایت کردیم ، که علی  در برابر مان این و ان کرد ، او بسیار با ما سختگیری نمود ، رسول الله (صلى الله عليه وسلم) فرمود : من فهمیدم که علی خوب کرده وشما نه باید علی را بد بینید ) مردم خاموش شدند و مشکل  فعلا  تمام شد ، وقتیکه رسول الله (صلى الله عليه وسلم) از حج خلاص شد  و بر مدینه بر می گشت ،در راه بین مدینه و مکه در حالت توقف و استراحت بود  به مردم این بیان را فرمود که (من كنت مولاه فعلي مولاه) اگر من مولا  و دوست کسی هستم پس علی هم دوست اوباشد )  تا ان چیزیکه از ابو سعید الخدری  شنیده بود  از سینه های مردم بیرون کند ‌.
 اینها ( شیعیه یان)  میگویند که مولا به معنی حاکم و خلیفه است  وما میگویم که مولا به معنی محب و دوست است ،  مولا به قول ابن الاثیر به چند معنی امده ،  به معنی رب ومالک و منعم وناصر و محب ، دوست ، بنده ،ازاد کننده ، ابن عم ،صهر ،این همه معنی های مولی است ،  لاکن  شیعیه یان  میگویند که ما ازین کلمه معنی خلیفه را میدانیم .  حالا باید بدانیم که  اگر رسول الله (صلى الله عليه وسلم ) اراده  اعلان  خلافت علی میداشت  ،او را به کلمه صریح خلیفه اعلان میکرد ، به کلمه اعلان نمی کرد که چندین معنی دارد ، او را اعلان میکرد که بعد از وفات من  علی (رضي الله عنه  ) خلیفه مسلمانان است  ، با این کلمه همه کار تمام میشد  ، لکن پیامبر اسلام  (صلى الله عليه وسلم )  چنان نه کرد زیرا او اراده خلافت نداشت .
 ما میگویم که  کلمه مولی که به معنی حاکم ترجمه کردن صحیح نیست ؤ نه در لغت عرب جا دارد و نه هم معقول است ،  الله تعالی در ایت دیگر میفرماید : { فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ } این به معنی قرب شدید ونزدیک  بودن است ،
 همچنان  همین لفظ موالات  لفظ ثابت است معنی ثابت دارد ، علی (رضي الله عنه )  در زمان پیامبر اسلام هم  ولی مسلمان بود ، بعد از وفاتش هم ، و حالا هم او پیشوا و مولی ما هست رضی الله عنه و ارضاه ،از همین خاطر الله تعالی میفرماید : { إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ }ولی شما الله تعالی ،رسولش و آنهایکه ايمان اورده اند ، همه مؤمنان ولی بعضی شان ولی دیګران است
از همین جهت دلیل مولات که اهل تشیع ان را به معنی امامت ګرفته  دلیل موجه و ثابت نیست  ،  عالم اینها النوری الطبرسی میگوید : نبی (صلى الله عليه وسلم) درروز غدیر خم در باره خلافت علی صراخت نه گفته بلکه او کلام مجمل مشترک فرموده  که چندین معانی دارد ، این باید معلوم شود که به اساس قراین مقصود پیامبر (صلى الله عليه وسلم) چی بوده
 فصل الخطاب ص 205 و 206
وقتیه سخن به این جا رسیده چیګونه کسی ادعا کرده میتواند که این حدیث نص است به خلافت علی بعد از پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم . )
صحيح مسلم , كتاب فضائل الصحابة , باب فضائل علي بن أبي طالب حديث رقم 36 ( 2408 )
     النسائي في الخصائص خصائص علي ص 96 رقم 79 , مستدرك الحاكم 3/110 .
 ] سنن الترمذي , كتاب المناقب , مناقب عليّ بن أبي طالب رقم 3713 .
[1]
والقصة مختصرة في صحيح البخاري كتاب المغازي , باب بعث علي وخالد إلى اليمن رقم 4350 . وكذلك في الترمذي كتاب المناقب , باب مناقب علي بن أبي طالب رقم 3712 . 

[2]
سورة الحديد آية 15 .

۱۳۹۸ آبان ۲۶, یکشنبه

ویرجین منځنی ختیځ او د کردانو ناسور شوی ټپ (څلورمه برخه)

ویرجین  منځنی ختیځ  او د کردانو  ناسور شوی ټپ
  څلورمه برخه
  د عربو او انګریزانو تړونونه  او پایلي
( حسین شریف د شاه شجاع په بڼه)
د  لومړی نړیوالې جګړي په جریان  کي څو قرار دادونه او تړونونه  لاسلیک شوی چې ډیري یې په پټه سره ؤ خو  وورسته افشاء شوي:
لومړی :  د انګریزانو او د مکي او حجاز د واکمن (حسین شریف) د کورنی ترمنځ  چې دا وخت یې د خلافت  تر نظر لاندي  په حجاز واک درلود  په (۱۹۱۵) کال تړون وشو  چې  انګریزان به د عربانو سره  مرسته کوي او د عربو ټوله خاوره به   دوی ته سپاري او حسین شریف به د مسلمانانو د خلافت واګي په لاس کي اخلی  په دي شرط چې دوی د ترکانو په خلاف پاڅون وکړي ، عربانو د حسین شریف په مشری د جګړی په مهال چې  عثمانی ترکیه د ډیرو قوی او پیاوړو دښمنانو سره په جګړه اخته وه له عثمانی ترکیی د جلاوالی موضوع راپورته کړه او عملا یې په عربی سیمو کي د برطانوی جنرال  لارنس  ( آلنبی) یهودي چې وروسته په لانس عربی مشهور شو په مشری   د خلافت په خلاف  جګړه پیل کړه ، لارنس انګلیسي فوځونه  په عربی جامو کي په سوریه او فلسطین کي د جګړي ډګر ته واستول ،او د (حسین شریف ) بیرغ یې د دمشق د پاسه ورپاوه ، بل اړخ ته یې د ( د ملتونو د ټولني بیرغ په( بیت المقدس ورپاوه )  د عربانو ډیر فوځونه چې د عثمانی خلافت په لښکر کی منظم ؤ د قومی لمسون په نتیجه کې د بلواګرو عربی مشرانو سره یو ځای شول او په ترکی عسکرو یې برید وګړ ، ترکیه چې په شمال کي د اروپایانو سره په جګړه بوخته وه ونه توانیده له جنوبی برخو دفاع وکړی ،نو عربانو جنوبی برخی تری بیلې کړي ، استعماری هیوادونو  د(عراق ، سوریی ، لبنان ، فلسیطن ،او سعودی عربستان ) د هیوادونو پولې وټاکلی او ټول هیوادونه د بریطانیا او فرانسی تر منځ وویشل شول . ددی لپاره چې عربان داسی احساس نه کړی چې دوی تر استعمار لاندی دی نو د حسین شریف یو زوی ( لومړی فیصل) یې د عراق واکمن او (لومړی عبدالله ) یې د سوریی واکمن اعلان کړل ، تر یوه وخته یې د حجاز واکنی د نوموړی دریم زوی ( شریف علی ) ته ورکړه .
انکریزانو کوم قرارداد چې د افغانستان د اشغال لپاره له شاه شجاع سره کړی ؤ کټ مټ همغه قرارد اد یې په عربو کي له (حسین شریف ) سره وکړ او همغه کردار چې د شاه شجاع سره وشو همغه  د حسین شریف سره هم وشو
د اشغال په لومړیو کې له استعمار سره عربی ورځپانو حسین شریف د یوه قهرمان ، د عربو ناجي د عربو د لوی هیواد د ازادونکي په نوم ستایه او هغه هم په همدی تصور ؤ
په دی لړ کې یې د په فلسطین کي د یهودانو د اوسیدنی او هلته د مهاجرت کولو او دوی ته د یوی سیمی د ورکولو تعهد هم ورڅخه واخیست . لیکني  ښیی چې  (  د وایرمن  او  فیصل ترمنځ په (۱۹۱۹) کال عملا په فلسطین کې د یهودیانو د میشت کولو قرار داد لاسلیک شو .
خو کله چې بریطانوی مشران نور ډاډه شول چې   ددوی واک ټینګ شوی او سوریه، عراق باید تر مستقیم استعمار لاندی راولی ،نو یې د حسین شریف او د هغه د زامنو په خلاف دسیسي پیل کړي ، هغوی  یې په عربو کي په خیانت کوونکو ، ځمکه خرڅونکو سره متهم کړل او ټول قراردادونه چي انګریزانو ورڅخه اخیستي ؤ یو یو یې په خلکو کي افشاء کړ ، نو په دی سره د شریف کورنی بدنامه ، د حسین کورنی له عراق او سوریی وشړل شوه ، د حجاز سیمه ( ال سعود) ته ورکړل شوه او د حسین کورنی ته یوازی  تراستعمار لاندی د اردن د هیواد پاچاهی ورکول شوه او په دی یې اکتفا وکړه چې لا تر اوسه پری واکمنه ده .
د خلافت له سقوط مخکي د یهودانو او انګریزانو ترمنځ  د (بلفور) تړون

سره ددي چې د یهودانو او انګریزانو ترمنځ د یوه یهودی دولت د جوړولو په سر له پخوا خبری روانی او عملا لاس په کار ؤ خو دا چې دی خبرو رسمی بڼه نیولی وای نو په (۱۹۱۷) کال کي د نړیوال صهیونیزم د سازمان مشر (حییم وایزمن) او انګلیسی  مشرانو ترمنځ  یو تړون امضا شو ، نوموړی وتوانید د انګلستان مشران( ویستون چرچل) او (اتورجیمز بلفور) په دی قانع کړي چې دوی کولای شی  په خپلو پراخو مرستو سره او په جګړه کي  د امریکا په ګډولو  متحدین مات کړي په دی شرط چې دوی به په فلسطین کي  ددوی لپاره د یوه یهودی دولت په جوړولو  مخکی له مخکي موافقه کوی  چې بلاخره د خلافت له سقوط څخه یو کال مخکي دا موافقه نهایی شوه او د امریکا د جمهور ريس (ویلسن) او د انګلستان د خارجه وزیر ( بلفور) تر منځ پری لاسلیک وشو .
فلسطین په خاوره  د اسرائیلو د دولت جوړیدل :

 د عثمانی ترکیی له  ماتی وروسته د سایکس پیکو تړون عملا تطبیق شو ، د فلسطین خاوره د انګریزانو په برخه ورسیده او فلسطین عملا اشغال شو ، له اشغال وروسته د یهودیانو مهاجریت را پيل شو ، زرګونه یهودییان د نړی له ګوټ ګوټ څخه د انګریزانو ، امریکایانو ، او نورو استعماری قدرتونو په لمسون  او مرسته د انګریزانو تر واک لاندې  فلسطین کي ځای په ځای کیدل  د فلسطینیانو ځمکي  په یهودیانو ویشل کیدی  او خلک یې له هیواده شړل کيدل ، فلسطینیانو نور نه خلافت درلود چي ننګه یې وکړي نه عربی مشران ، دوی خپله په یوه سخته مبازره لاس پوري کړ ،خو دا چې عربان سره ویشلی او خپله کمزوری و ونه توانیدل د انګریزانو او یهودانو ګډ پلان مخه ونیسي  . دا لړی تر (۱۹۴۸) کال پوری روانه وه  بلاخره د همدي (۱۹۴۸) کال د سپتامبر په (۲۴) نیټه د فلسطین د خاوری په لویدیځه برخه کې د اسراېیل په نوم هیواد تأسیس او اعلان شو او انګریزانو د خاوری واک یهودانو ته ورکړ ،خو دا خاوره د اوسنی اسرائیل څلورمه برخه وه چې وروسته اسرائیلو په جګړو کي له عربانو ټول فلسطین ونیو . ، له اعلان ( ۸) دقیقی وروسته پخوانی اتحاد شوروي ( روسیی) په رسمیت وپيژانده او (۱۱) دقیقی وروسته د امریکا متحده ایالاتو دا د سرطان دانه په رسمیت وپیژندله . هغه ( ۵۰) کلن  پلان چې یهودانو یې د عملی کولو په موخه په (۱۸۹۸) کال  پروژه پیل کړي وه ، ددوی د پلان په اساس پوره (۵۰) کاله وروسته عملی شو .

د فلسطین له اشغال ورسته د خلکو شړل 

د سعودی عربستان رامنځ ته کیدل
د سعودی عربستان د حکومت او واک لپاره د آل سعود کورنی له (۱۷۵۰) میلادی څخه هلی ځأي پیل کړي وي ، ددي کورنی له مشرانو څخه (محمد بن سعود ) د ( محمد بن عبدالوهاب) د سعودی روحانی د زوی سره د یوه تفاهم په نتیجه کې  په ختیځ  نجد کې په ( درعیه ) کي د حکومت بنست کیښود له نوموړي وروسته نورو مشرانو یې هم ددي حکومت په پیاوړي کولو کې ونډه واخیسته او د نجد او حجاز سیمه یې ونیوه ، خو د سخت دریځه سلفی ( وهابی) تصوراتو له امله یې د خلکو شکایتونه د خلافت مرکز ( استانبول ) ته ورسول  په دې  لړ کي دی خلکو  په کربلا کي د حسین او عباس زیارتونه هم وران کړل ، همدا شان د انګریزانو  سره ددی حکومت  اړیکې او هغوی ته د حجاز لاره خلاصول  بله ستونزه وه چې خلافت یې اړ کړ تر څو ددی شکایتونو په ځواب کي د مصر والی (محمد علی پاشا) ته لارښوونه وکړه چې د یوه لښکر سره د آل سعود حکومت ته د پای ټکی کیږدی . هغه هم یو لوی فوځ په (۱۸۱۲) میلادی  عربستان ته  را واستاوه چې له جګړو وروسته په (۱۸۱۸) میلادی کال دا حکومت ختم او عبدالله بن سعود یې په استانبول کي اعدام کړ .او د حجاز ټوله سیمه د عثمانی امپراتوری تر سیوری لاندی شوه
د خلافت له کمزورتیا وروسته  د انګریزانو او ال سعود د کورنی ترمنځ   د استقلال او  خپلواکی تړون لاسلیک شو ،چې د عثمانی خلافت د کمزوتیا له امله ( عبدالعزیز بن عبدالرحمن) په (۱۹۰۲) میلادی کال په ریاض خپله واکمني تينګه کړی وه ، چې د خلافت له ورانیدو وروسته د انګریزانو په مرسته په اوسنی عربستان واکمن شول .
 دی کورنی ته له لاسه وتلی قدرت بیرته سپارل  د شرطونو سره مل ؤ چې د صهیونیستی او بریطانیایی استخبارتو په ګډو هلو ځلو توافق ته ورسیدل ، له دی کورنی سره  د یهودی صهیونستانو مشر (حییم وایزمن) ًپرله پسی مشوری کولي چې د خلافت له سقوط وروسته به یهودان او انګریزان په دی شرط د ال سعود کورنی ته د عربستان واک سپاری چي  په فلسطین کي د یهودی دولت په جوړولو کي موافقه کوي د نوموړی  یهودی له قوله لیکل شوی چې د انګلستان واکمن (چرچل) ویل : د بریطانیا لومړی پلان د سعودی د دولت جوړول او دوهم یې د اسرائیل جوړول دي.په دی اړوند چې سعودی عربستان واکمنو هغه مهال د اسراېیلو په موجودیت تعهد کړی  ؤ  ، یوې کویټې ورځپاني (العربی)  په (۱۹۲۷) کال نوموړی سند په خپله ګڼه کي خپور کړي ؤ.
 ویل کيږي چې په ۱۹۴۵ کال د یالتا له کانفرانس وروسته (وینستون چرچل )د عبدالعزیز سره ملاقات وکړ ،او هغه ته یې داسی وویل : زما لپاره لوی شرافت او فوق العاده خوښې ده چې دداسې یو چا سره می ملاقات وکړ چې د لوی والی حق یې زما په غاړه دی . هغه زما د سختو ورځو  دوست دی ، که هغه نه وای نو یهود به ډیرو لږو حقوقو ته هم نه وای رسیدلی . همدا شان د سایکس پیکو د تړون طراحانو هم څو څلی د ال سعود له کورنی سره لیدلی ؤ تر ځو په راتلونکی کی د سعودی دولت رامنځ ته شی .

 په (۱۹۲۰) کال چې متفقینو د فشارونو له امله په ترکیه د ( سور) تړون لاسلیک کړ ، په دی کې  د متفقینو ترمنځ د ترکیی د نورو برخو د ویش ، د ترکیی کردانو ته ځایی آزادي  او یوازی د سعودی عربستان د استقلال او په رسمیت پیژندلو مادې ذکر شوی ، چې دا تړون بیا ونه منل شو او عربستان د انګریزانو تر واک لاندي پاته شو او بلاخره په (۱۹۲۷) کال انګریزانو  د عربستان استقلال ومانه .  
کردان  د عثمانی ترکی له تجزیی وروسته :

دا چې ترکیه د سایکس بیکو د تړون او نورو تړونونو له مخې تجزیه شوه ، نو د کردانو سره کړې وعدي هم  په اوبو لاهو شوي .نه یوازی کردانو ته د خپلواک هیواد حق ورنه کړل شو ، بلکه دا قوم یې په ګڼو هیوادونو وویشه چې لویه برخه یې ترکیی ته ، دوهمه یط عراق ، دریمه یې ایران ، څلورمه یې سوریی او ځینې برخي یې ارمنستان ،لبنان  ته هم ورسیدی . او دا ملت یې د اختر د قربانی په دول سره وویشه .. دا چې ددې ویش څخه د سایکس بیکو موخه څه وه ، سیاست پوهانو پری ډیري تبصری کړیدي .خو تر ټولو مهمه موخه یې  ، د نوموړو هیوادونو په وړاندي ددي قوم څخه د یوې دایمې وسیلي په توګه کار اخیستل ؤ ،تر څو نوی تشکیل شوي هیوادونه ( سره ددي چې د دوی په اشغال کي هم ؤ ) تل له کردانو سره لاس او ګریوان او کردان د یوې وسیلې په توګه ددي هیوادونو د نا ارامه کولو په موخه وکاروي .
کردان په  اتاترکي ( سیکولر) ترکیه کي ؛
د  نړیوالی جګړې په پای ته رسیدو متفقینو په زور سره د ترکیی واکمن د (سور) د تړون منلو ته مجبور کړل  ، په تړون کي د ترکیی په خاوره کي کردانو ته د خودمختاره هیواد او سیمي د جوړولو ماده راغلې وه ، خو د اتاترک او ملګرو په کودتا سره ترکیی له دی تړون څخه سر غړونه وکړه او د لوزان په تړون کي بیا د کردانو  موضوع  هیره او یوازی د ارمنستان  خپلواکی غوښتل شوید وه ،
خلافت له سقوط او د کمال اتاترک په واک ته رسیدو وروسته ،د ترکیی سیاست چې د ترکیی نشنلستو او سیکولر ډلو په لاس کي شو نو یې په ترکیه کی د میشتو قومونو د ترکي کولو او د یوې واحدي ترکیی او ملت د جوړولو په موخه په کردی او نورو قومونو د هر ډول آزادی بندیز ولګاوه ، تر دی چې په کردی لیک ، خبري کول ، ورځپاڼو ، او سیاسي ګوندونو  بندیز ولګيد ، به کردی ژبه خبری کول  جرم وګڼل شو ، ددی سره په کردانو فشارونه زیات شول او کردان مجبور شول چې د اتاترکي رژیم په وړاندي قهر امیزه مبارزه پیل کړي ، کردانو د نورو اقلیتونو په ملاتړ د (سعيد بيران) په مشری وسلواله او قهر آمیره مبارزه پیل کړه دا انقلاب د کردانو د اختر ( نوروز ) په ورځ به ۱۹۲۵ کال د مارچ په (۲۱) نیټه پیل شو و پاڅون کوونکی به چټکتیا سره ډیریدل تر دی چې  باڅونوالو کردانو شمیر ( ۶) لکه کسانو ته ورسید ، ددی تر ځنګ ( یو لک) کسان د نورو اقلیتونو لکه عرب ، ارمن و اشوریان ، شرکس او داسی نور ورسره یو خای شول ،دوی وتوانیدل چې د دیاربکر ښار محاصره کړی ، خو د ترکي فوځونو د ځپونکو ګزارونو په وړاندي یې مقاومت ونه شوای کولای او د پاڅون کوونکو د مشر( سعید بیران) په ګډون ګڼ مشران ونیول شول چې سعید همدی کال د (می ) په (۳۰) نیټه اعدام کړل شو.
له پاڅون وروسته  ترکیی فوځونو د کردانو په خلاف ځپونکی عملیات پیل کړل ، او زرګونه کسان تر زندانونو ورسیدل .. همدا د ځپني او بندیز لړی لسګونه کاله اوږده شوه ،مجرد د کرد لفظ استعمالول منع او جنایت ګڼل کیده ،تر دی چې په اتیایمه لسیزه کي  د کردستان د کارګر کوند د وسلوالی مبارزی په نتیجه کې نړیواله توجه دي ډلی ته را واوښته او د ترکیی حکومت د لومړی ځل لپاره په (۱۹۹۱) کال مجبور شو چې له کردانو ځینې بندیزونه لیری کړی او د هغه وخت صدراعظم تورګوت اوزال د لومړی ځل لپاره د کردانو اصطلاح په خپلو خبرو کي وکاروله او په همدي کال د لومړی ځل لپاره یوه کردي ښځه ( لیلی زانا) پارلمان ته د وکیلي په توکه بریالی شوه خو دری کاله وروسته د یوې بیانیی له امله چې د جدایی غوښتني تور پری پوری شو په (۱۵) کاله بند محکومه شوه . د کردانو په دی مبازره کي د ترکيی د سیکولر فوځ په لاس (۳۰۰۰) کردي کلي  وران شول او نیژدی  (378،335) تنه کډی کولو او تیښتې ته اړ شول .

د ایران کردان
د ایران کردان د نړی د ټولو کردانو. 16 %   جوړوي چې ټول شمیر یی  4,398,000 تنه دی (د ایران د ټول نفوس 6%  تشکیلوي ).  چې د ایران په لویدیځ او شمال لویدیځ کې ژوند کوي
 ایران کی د کردانو سرنوشت  په پهلوی دوره کی همغه د ترکیی د اتاترک او عراق کي د بریطانیا د کړنو لړی ده ، دلته هم کردانو يه یوه اوږده مبارزه پیل وکړ ، چې کله به روسانو په شا ټپول او کله هم  عراقیانو او انګریزانو  خو کله چی موقع ورته برابره شوه نو    په (۱۹۴۶) کال  په ایران کی د  قاضی محمد ظریف  په مشری د (مهراباد)  په نوم د کردانو خپلواک هیواد  اعلان شو چې له څو میاشتو وروسته دایرانی فوځونو په لاس له منځه ولاړ .
 ؤ خو کله چې په  1979  کال  د اسلامی انقلاب له راتلو وروسته هغه مهال کردان خوابدی شول که چې ددوي نماینده ، ( عبدالرحمن قاسملو) د نوی قانون اساسی   لیکلو له کميټې منع کړل شو،  چې د لیکونکو په آند ددی لامل د قومی توپیر تر ځنګ  مذهبی هم ؤ ځکه کردان د اهل سنت له ډلی څخه ؤ ، ورسره د کردانو د آزادي تحریک هم پیل شو ، دديتحریک تر شا په ښکاره دامریکا او لودیځ لاسونه ؤ ، ایرانیانو هم په دوی فشارونه زیات کړی
په ایران کی د ددی هیواد د واکمنو او او کردی یاغې ډلو ترمنځ د (۱۹۷۹) کال څخه وسلواله مبارزه پیل شوی ، چې په دی کې د کردستان د دیموکراتیک ګوند د عبدالرحمن قاسملو  په مشری او د چپ لاسی کومله ګوند    په نوم ډلی شاملی وي
د 1980 کال په پسرلی کی د ایرانی مشر (بنی صدر) په لارښوونه کردی سیمو ته فوځیان واستول شول تر څو هلته عملیات تر سره کړی  په (۱۹۸۳) کال ایرانی سپاه پاسداران وتوانیدل ددی ډلو تر واک لاندی سیمي تر خپل کنترول لاندی راولی ..
د ایرانی واکمنو او کردانو ترمنځ د ایران ـ عراق د جګړی په اوږدو کي کردانو ځو ځلی هلی ځلی وکړی تر څو خپلواک هیواد تشکیل کړی ، چې عراقی واکمنو به یې ملاتړ کاوه ،
همدا شان له جګړی وروسته هم د ایرانی کردانو پتن ځایونه په عراق کی ؤ او له هغه ځایه به وسلی ورکول کیدی .. په دی جګړو کی د ایرانی فوځونو په لاس (۲۷۱) کردی کلی وران شول او ګڼ خلک مهاجرت ته اړ شول ..
خو کله چی (خاتمی) ولسمشر شو نو د لومړی ځل لپاره یې یو کردی توکمه ( عبدالله رمضان زاده ) په کردستان کی والی وټاکله ، له دی ټاکنی وروسته ځينی نور کردان هم په لوړو څوکیو وګمارل شول او ځينې کردپاله ډلو ته د سیاسی فعالیت اجازه هم ورکول شوه ، خو په (۲۰۰۵) کال د کردی فعال شوان قدری د وژل کیدو په عکس العمل سره په کردستان کی لویی مظاهری وشوی ، چې د کردستان د کارګر وسلوال ګوند سره تړلو کسانو بیا په اړ دوړ پیل وکړ ..د صدام حسین د واک په ټوله موده کی ایرانی کردان له عراق څخه  استول کیدل او همدلته ورته د روزنی مرکزونه جوړ ؤ ، تر دی چې د هغه له واک وروسته هم دا مرکزونه  د امریکا په حمایت کي فعال ؤ تر دی چې کرار کرار د ایرانیانو په لاس وران شول  ،، خو د کردانو د خپلواکی مبارزه لا اوس هم په ایران کی روانه ده
سره ددی چې د ایران  اساسی قانون لږکیو ته په خپله ژبه د فرهنګی او دینی ، سیاسی فعالیت اجازه ورکوی خو په ایران کی سنی کردان د نورو اهل سنتو په شان له ټولو حقوقو څخه منع دی ، له همدی امله تل د ایرانی  چارواکو سره په شخره اخته وي .
 د عراق کردان : د عراق کردان د ټولو کردانو (۱۵)٪ جوړوی ،چې شمیریی(3,916,000   ) تنه دی یعنی د عراق د نفوس ( ۱۷٪)  دا کردان د عراق له خاوری سره  په (۱۹۲۳) کال د سایکس بیکو د تړون په اساس یو خای کړل شول  ، دا خلک د عراق په شمال او شمال شرق کی ژوند کوي چې مهم شارونه یې ( دهوک ، اربیل ،سلیمانیه  کرکوک ) دی  په نینیوی او دیالی ولایت کي ژوند کوی
د عراق د کردانو ستونزه د  لومړی نړیوالی جګړې وروسته  دعراق له جوړیدو سره سم را منځ ته شوی
د عراق د کردانو قضیه د نړیوالی جګړی وروسته چې کله سره وویشل شول پیل شوه ، به لومړی قدم کی کردانو د بریطانیا په خلاف پاڅونونه پیل کړل چې تل به د بریطانیا له لوری په سختي ځپل کیدل  - چې لومړی باڅون او د یوه کردی هیواد اعلان  د شیخ محمود برزنجي له لوری په   کال ۱۹۲۳  تر سره شو
په (۱۹۴۳) کال د بارزان په سیمه کی کردانو بیا د ملا مصطفی بارزانی  په مشری پاڅون وکړل او د عراق د کردانو زیاتی سیمي یې تر خپل واک لاندی راوستی چې د بریطانیا له لوری د سختو بمباریو وروسته  باڅون کوونکی اړ شول په (۱۹۴۶) کال  په ایران کی د (مهراباد) د اعلان شوی کردی هیواد مشرانو ته پناه وروړي ، او د بارزانی د(  کردستان د دیموکراتیک ګوند) لومړی کنګره په همدی مهراباد کی تشکیل شوه  ،خو د مهراباد حکومت د ایران د فوځونو د یرغل په وړاندی مقاومت ونه شوای کولای  بارزانی مجبور شو شوروی ته وتښتی .
په (۱۹۵۱) کال کردانو د نوی نسل په رابللو یو ځل بیا   د حزب کنګره  د بارزانی  په رهبری  د هغه بپه غیاب کي جوړه شوه  چې  عملا یې مشری د ابراهیم احمد سره وه چی د عراق د کمونست ګوند سره یې نیژدی اړیکی درلودي .
کرد ملی ګرایانو  وروسته له اوږدي پټې مبارزی په  ۱۹۵۸  کال عراق کي د سلطنتی نظام له سقوط وروسته بیا د فعالیت اجازه ومونده او  ملا مصطفی بارزانی له تبعید  څخه بیرته خپل هیواد ته راستون شو. په ۱۹۶۰ -۱۹۶۱ کلونو کي د حکومت او کردانو ترمنځ حالات خړ پړ شول او حکومت د کردانو دیموکرات ګوند منحل اعلان کړ
له ۱۹۷۰ تر ۱۹۷۴ د کردانو او عراق خکومت اړیکي د تړونونو او سرغړونو ترمنخ ترینګلی پاته وی چې په  ۱۹۷۵ کال د الجزایر د تړون به اساس ایران د کردانو له ملاتړ لاس واخیست او د بارزانی  مبارزه بای ته ورسیده
په ۱۹۷۵ کال د دیموکرات ګوند یوه پخوانی مشر جلال طالبانی په سوریه کی د کردانو د وطنپال کوند بنست کیښود چې د دواړو ګوندونو تر منځ خونړی پیښې رامنخ ته شوی ، وروسته ملا مصطفی بارزانی وفات شو او زوی یې مسعود بارزانی د دیموکرات ګوند واګی په لاس کی واخیستي
په ۱۹۸۰ کال د ایران او عراق ترمنځ جګړه ونیښټه ، ایرانیانو د کردانو د ډلو په مسلح کولو او پارولو وتوانیدل ددوی په مرسته په  عراق کي  د حاج عمران سیمه ونیسي چې په ځواب کې عراقی حکومت د  بارزان په سیمه کي د کردانو (۸)  زره کسان ووژل ، ایران د جګړی تر پایه دی پالیسي ته دوام ورکړ او کردانو هم د موقع څخه په ګټه اخیستنه خپله وسلواله مبارزه د عراق  خکومت په خلاف پیاوړی کړه
 په ۱۹۸۷ کال د کردانو دواړه لویی ډلې د نورو کوچنیو ډلو سره یو ځای شوی او د ( کردستان ملی جبهه) یي د ایران په لمسون جوړه کړه ،  د ایران سره د جګړی له اوربند وروسته عراقی دولت هم ددوی د له منځه وړلو پلان چټک کړ، په ۱۹۸۸ د مارج په ۱۶ یې د ایران سرحد ته نیژدی د (حلبچه) په ښآر کیمیاوي وسله استعمال کړه چې زرګونه کسان پکښې قتل عام شول .
په ۱۹۹۱ کال د عراق له لوری په کويت له یرغل او د امریکا به ځوابی یرغل سره کردانو ته بیا موقع په لاس ورغله او په پاڅون یې پیل وکړ ، خو عامو خلکو یې ملاتړ ونه کړ ،نو حکومت هم سخټ وټکول چې تر سل رزه پوری کرادان ګاونډیو هیوادونو او غرونو ته وتښتیدل . خو په همدی کال امریکا د عراق به شمال کی د کردانو سیمه د امن په سیمه اعلان کړه او که کردانو یې ملاتړ وکړ ،کردانو هم د مسعود بارزانی او جلال طالبانی په مشریو له حکومت سره د جګړو او مزاکراتو لړی ته دوام ورکړ تر څو خپلواکی ته ورسیږي ، خو د ۱۹۹۴ څخه  تر ۱۹۹۸ پوری د دوو لویو ډلو مسعود بارزانی او جلال طالبانی تر منځ د ګټو او نفطو د کنترول او خرڅلاو په سر چې دا وخت امریکا په لاس کی ؤ اخلاف او جګړي ونښتی ،چې د دواړو خواوو د سختی مرګ ژوبلی لامل شول دا وخت عراقی حکومت د امریکا د یرغل له امله کمزوری شوی ؤ ،چې امریکا او اسرائیلو پکښې خپلی ګټې لټولی او کردان یې یو د بل سره په جګړو اخته کړی ؤ ،دوی وتوانیدل چې یو پالمان هم جوړ کړی خو دوام یې ونه کړ
۲۰ مارس ۲۰۰۳ امریکا په عراق دوهمه حمله پیل کړه چې عراق یې اشغال کړ ، ورسره کردانو ته نوره هم د خپلواکی طمعه پیدا شوه خو د عراق د اشغال سره سره بیا هم ونه توانیدل خپلواک خکومت جوړ کړی بلاخره په  یې په ۲۰۱۷ کال  د اسقلال لپاره تولپوښتنه وکړه چې په بریالیتوب ترسره شوه خو د عراق حکومت ونه منله او دا استقلال عملی نه شو ..نن هم د عراق کردان په خپلو سیمو کی جلا خکومت لری چې داخلی خپلواکی لری او د عراق د حکومت سره تل په دغرو لګیا وي
هلته د امریکا تر څنګ ، المان ، انګلیس ، فرانسه ترکیه ،او اسرائیل د تیلو او نفطو لپآره خپلی خپلی موسسې لری چې هر هیواد یې د غلا او جور پرګرامونه جوړ کړی ، کردی مشران یوازی د پیسو په راټولو لګیا دی کردی خلک لا هم د آزادی په تمه د دوی ننداره او غلامی کوی .

د سوریی کردان :


۱۳۹۸ آبان ۶, دوشنبه

ویرجین منځنی ختیځ او د کردانو ناسور شوی ټپ



د سیاسی پوهاوي په لړ کي به دا پلا د منځني ختیځ ناورین او د کردانو قضیی ته سر ورښکاره کړو ، وبه ګورو چې دا ناسور شوی ټپ ولی په بدو اوښتی ، چا پری مالګي پاشلې او څوک یې په لمبو تیل اچوي..هیله ده په څو برخو کی یې را سره تعقیب کړي
لومړی برخه :

کردان څوک دي ؟

د کرد اصطلاح د اسلامی کتابتون  په پاڼو کې د لومړی هجری پیړی په ځينو کتابونو کي هغو کوچیانی او صحرایی خلکو ته کاریدلی چې په دښتو او غرونو کي به د مالداری سره د کوچې توب ژوند کاوه ، او دا اصطلاح یوه خاص قوم او توکم ته ځانګړی شوې چې د اریایاني نژاد لری  ، د فارسیانو ، افغانانو او طاجکانو سره یې وینه ګډه ده  ..ددی خلکو په اړه ډیرو پخوانیو مسلمانو تاریخ لیکونکو له هغو څخه ابن بطوطه هم  یاودنه کړي ، دوی یې په ځواکمن توب ، میړانه او شجاعت ستایلی ..طبری او ابن خلدون د فارسیانو د خیل څخه ګڼلی خو ابن عبدالبر بیا په خپل کتاب ( القصد والامم) کي د عربو له توکمه ګڼلی چې د سیمي د بدلون په اساس یې بدلون موندلی .
ویل کیږي چې ځینو لیکوالانو د میلاد مخکي ددی خلکو لپاره د ( کاردوخ ) نوم ورکړی او لیکی چې دی قوم له میلاده اووه پیړی مخکي د ( میدیا) په نوم یوه امپراتوری هم درلوده ،چې د فارسی کورش له لاسه ماته شوه
د شریف خان بیدلیسی له قوله  ، کردان په څلولو لویو قومونو ، لوری ، کرمنجې کلهر او غورانی خیلونو ویشل شوي .
کردی ژبه ؛
د ژب پوهانو په آند کردی ژبه د سیاسي او جغرافیایی عواملو له مخي   داسی یوه منظمه او واحده ژبه نه ده ،چې مشترک قوانین ولری ، بلکه دا د ډیرو لهجو مجموعه ده چي یو تر بله  نیزدیوالی او بیلوالی لری او کله کله خو د یوې سیمي اوسیدونکی د بلی سیمي له اوسیدونکو سره په مفاهمه کي هم له ستونزو سره مخ کیږي خو دا چې دا لهجي سره ورته دی او د نورو ژبو سره بیلوالی لری نو موږ ورته د یوې ژبې خطاب کولای شو .
د کردانو نفوس
د یوې احصایی له مخې چې په (۲۰۱۲) میلادی کي تر سره شوي د  کردانو ټول نفوس (۲۷۳۸۰۰۰۰) تنه ښودل شوی چې له دی  جملې څخه (۱۸) په سلو کي په ترکیه کي ژوند کوي ، ( ۱۶) په سلو کی په ایران کي ، (۱۵) په سلو کي په عراق کي ( ۶) په سلو کي په سوریا کي ژوند کوي
۱- د ترکیی کردان : دا ترکان د ټولو ترکانو (۵۶) فیصده جوړوی چې د ټول نفوس ( ۲۰) فیصده جوړوی .چې د ترکیی په جنوب ختیځ کې راټول دی
۲-د عراق کردان : دا کردان د ټولو کردانو (۱۵) فیصده جوړوی چې شمیر یې لږ کم څلور میلونه تنه دی .دوی د عراق په شمال ختیځ کې ژوند کوي.
۳- د ایران کردان :دا کردان د ټولی نړی د کردانو ( ۱۶) فیصده دی چې شمیر یی ( څلور نیم میلونه تنه ښودل شوي ) او دا خلک د ایران په شمال لویدیځ کې ژوند کوي .
۴-د سوریی کردان :دا خلک د ټولو کردانو (۶) فیصده دی چې شمیر یې څه د پاسه (یو نیم میلیون تنه دی)چې د سوریی په شمال ختیځ کې اوسیږي .
له دی علاوه کردان په اروپایی هیوادونو ، لبنان ، ارمنستان ،امریکا او نورو هیوادونو کي هم په ګڼ شمیر کي ژوند کوي
    عثمانی  ترکیه (خلافت ) او کردان
د خلفای راشدینو په زمانه کي  د اسلام دين د دې سیمې جنوبي برخو ته ورسید چې وروسته ټوله سیمه د مسلمانانو تر واک لاندې او خلک یې له لږ اقلیت پرته په اسلام کې شامل شول ..دا سیمه د امویانو ، عباسیانو ، ایوبیانو ، سلجوقیانو او عثمانی خلافت به ټول دور کي د مسلمانانو یوه د امن سیمه وه ،د اسلام په تاریخ کي په دی سیمه کي د اخلال ،انقلاب ، بغاوت کوم لوی اثر نه دی ثبت شوی . او د وخت په تیریدو سره له  ډیرو لږکیو پرته ټول په اسلام مشرف شویدی ..
له دي ځایه لوی لوی علماء راپوته شوی چې له دي دلی موږ د نړی لوی مؤرخ ،ابن الاثیر ، لوی عالم او فقیه ابن الحجر عسقلانی ،لوی او عادل قاضی ابن خلکان او سلګونه داسی نور یادولای شو.
دا قوم په خپل شجاعت او میړانه سره تل د اسلامی فوځونو مخکښ ؤ  ،ددی قوم تر ټولو مشهور شجاع او زړور مجاهد د بیت المقدس فاتح صلاح الدین ایوبی یادولای شو او تر هغه مخکي او وروسته نور شهکاران . له مغلی ، صلیبي او نورو یرغلګرو سره یې په میړانه د اسلامی خاورو دفاع کړی او تل د نورو مسلمانو توکمو تر څنګ ولاړ ؤ
عثمانی امپراتوری د توکمونو ګډ کور

  عثمانی امپراتوری د خپل (۶۰۰) کلن تاریخ په اوږدو کې د ډیرو لوړو ژورو سره مخ شوه ، ددی امپراتوری لومړی مرحله د لوړیا او ځواک مرحله وه چې  د شمالی افریقا څخه تر بالکانه او خلیج پورې  ټوله سیمه یې تر واک لاندی وه ، دوهمه  مرحله یې د کمزورتیا ده چې کرار کرار د نزول په لور روانه شوه او بالاخره د سقوط سره مخ شوه .دا چې په عثمانی امپراتوری کې  د ترکانو ترڅنګ فارسیان ، عربان  ، قفقازیان ، د بالکان اوسیدونکی او کردان په یوه ټولنه کي اوسیدل  او له هر چا سره د قوم په نوم نه ، بلکه د دین په نوم چلند کیده ، هلته اسلام یوازینی تشخص ؤ او نور شعارونه نه اوریدل کیدل ، سره ددی چې ترکي ژبه د عثمانی امپراتوری د حکومت او فوځ ژبه وه ، خو عربی ژبي  ته د دین د ژبی او د مسلمانانو و مشترکې  ژبی له مخي په درناوی کتل کیدل ، او دواړه ژبی ددی امپراتوری رسمی ژبی ګڼل کیدی
دوهمه برخه
په عثمانی امپراتورئ کې  د مسلمانانو تر څنګ  غیر مسلمانو اقلیتونو ته هم  خپل  ځای ؤ ،.د دولت لویو چارواکو او د فوځ په مشرانو کې به یهودیان ، مسیحیان او نور اقلیتونه هم لیدل کیدل او هر چا په دې ټولنه کې خپل خپل ځای لیده   ، کردان  د امپراتوری تر څنګ ولاړ ؤ او ډیر وخت به د ایراني ( صفوي) او عثماني حکومتونو ترمنځ د سیالۍ په لړ کې د سني مذهب په اساس د عثماني خلافت تر څنګ ؤ .
 د نولسمي پیړئ له نیمايي څخه  وروسته  داروپا استعماري هیوادونه ځواکمن شول او د خپلو استعماري تحرکاتو په لړ کې یې د نړی ګڼ شمیر هیوادونه تر پښو  لاندې کړل او په دې سیمه کې عثماني ترکیه یوازنی هیواد ؤ چې د استعماري هیوادونو په مخ کې خنډ جوړ شوی ؤ چې ددوی ګټې یې زیامنې کولې  ،  نوانګلستان ، فرانسې ، روسیې   په ګډه او هماهنګه جبهه کې  په عثماني ترکیه یرغلونه  پیل کړل ، ترکیه  ونه توانیده چې له خپلو پولو دفاع وکړی  لومړی ایطالیا د  لیبیا واک له عثمانی ترکيی تر لاسه کړ ،، ورپسې فرانسی  الجزایر ، تونس ، او المغرب هیوادونه اشغال کړل  ، همدا شان  انګلستان  مصر ، ایران ،سودان ،د هند نیمه وچه او افغانستان   تر استعمار لاندی  راوستل . روسیی هم  د ترکیی سره د ۱۸۷۷ ـ ۱۸۷۸کلونو په جګړو کې ترکیی ته ماته ورکړه او وتوانیدل چې د اوکراین ، کریمیا ، چیچینیا ،قفقاز، ارمنستان   او نوری سیمي ونیسی چې خپله استعماری لمن یې د منځنی اسیا اوسنیو هیوادونو ته هم را اوږده کړه ، او د منځنی اسیا اوسنی هیوادونه  یی تر استعمار لاندی راوستل.
تر ټولو لویه ماته بیا د بالقان په سیمه کې ترکانو ته ورپیښه شوه چې  ۱۹۱۲-۱۹۱۳ کلونو کي د بالقان لویه اروپایی سیمه له لاسه ورکړه ،او هلته د بلغاریا ،یوګوسلاویا ،یونان ،البانیا،هیواونه جوړ شول .
 ددی پرله پسي ماتو لوی لامل د ترکیی د ننه فکری  اختلاف،  د ځينو فوځې مشرانو خپل سری ،دعثمانی مشرانو ترمنځ اختلاف ، تکبر او د لویو قضایاو په ځای  په جزیی مسایلو مشغول کیدل ؤ چې په لړ کي یې په ترکیه کي د ننه او تر لاس لاندی سیمو کي د ځینو قوم ګرا ډلو او ګوندونو  را دبره کیدل شول چې تر ټولو مهم ګوند یې د
اتحاد او ترقی په نوم نشنلست ګوند ؤچې د ترکیی په نورو برخو کي یې نور توکمونه هم راوپارول  ددی سره امپراتوری د کمزورتیا په لور روانه شوه.
 د اروپااستعماری هیوادونه  په څو جبهو کي د خلافت په خلاف لاس په کار ؤ چې تر ټولو مهمي یې دوه لویی جبهې وي :
 ۱- عسکری جبهه :  دوی د شمال ، ختیځ ، جنوب او لویدیځ له لوری د خلافت تر واک لاندی سیمه  تر یرغل لاندی ونيوه ،  له بل لوری ایران هم تل د شا له لوری خلافت په خنجر واهه ، کله به چې خلافت له اروپایی استعمارګرو سره په جګړوه بوخت ؤ نو دوی به پری له شا څخه یرغل وکړ .
  ۲- تبلیغاتی  جبهه : ټولو استعماری ځواکونو په   ګډه  په قومي لمسون سره عربان ، بالقانیان ،کردان او نور اولسونه هڅول  چې ولی د ترکانو تر واک لاندي ژوند کوي ؟  که  دوی د خلافت په خلاف پاڅون وکړی نو دوی به د يوه ازاد ملت په صفت  په رسیمت وپیژنی ،  آزادی به ورکړي او مرستي به ورسره وکړي ،. نو یې له هر لوری د قومی لمسونی تحرکات پیل کړل، سره ددي چې د عثمانی امپراتوری څخه یې ډیري سیمي  بیلې کړې هم وي  او دا امپراتوری یې د ( ناروغ سړی ) په نوم یادوله ..خو بیا یې هم  د ځان لپاره په دی سیمه کي تر ټولو لوی خنډ باله نو یې د تجزیی او له منځه تللو پلانونه جوړ کړل .
د خلافت په له منځه وړلو کي د یهودانو ونډه :

له بله اړخه یهودیان چې په نړی کې پاشلی اوسیدل  په دی یې کار کاوه چي څه وخت به مناسب فرصت ومومي تر څو د نړی په یوه سیمه کې خپل هیواد تشکیل کړي ، د هیواد د ټاکني لپاره یې ارژنتین ، اوګانده ، د قبرس ټاپو ،فلسطین تر څیړنی لاندی ؤ ، خو بلاخره یې په فلسطین اتفاق راغی ، د حالاتو په بدلیدو او د عثمانی ترکیی په تضعیف سره  د صهیونستانو مشر دنمارکی ژورناست او لیکونکي (تیودور هرتزل) په (۱۸۹۷) میلادی کال د یهودیانو د (۵۰) ډلو څخه د (۳۰۰) تنو صهیونیستی مشرانو یوه لویه غونډه  د سویس په هیواد کي جوړه کړه او دوی ته یې په فلسطین کي د هیواد د جوړولو لپاره خپل پلان په ډاګه کړ ، سره ددي چې دا وخت  فلسطین د عثمانی خلافت تر واک لاندي ؤ خو دوی خپل پلان تر عمل لاندی کړ ، دوی فکر کاوه چې  د سلطان عبدالحمید په  تشویق او هڅولو به خپل پلان تطبیق کړي ، لومړی یې  هغه ته د ځان  د ورنیژدی کولو لپاره هلی ځلي پیل کړي تر څو د ارمنستان د لوی وژني په مسئله کي چې په (۱۸۹۰) کال پیښه شوی وه د عبدالحمید  او اروپا روابط ښه کړي تر ډیرو هلو ځلو وروسته وتوانید د یوه هیئت سره د سلطان عبدالحمید سره وګوری او له هغه څخه فلسطین ته د یهودانو په را مهاجرت او هلته د ځای په ځای کیدو اجازه  واخلي ،  په بدل کي به دوی  ورسره د پنځه میلیونه طلایی لیرو مرسته کوی ، خو ویل کيږي چې سطان عبدالحمید ورته د سپکاوي ځواب په لړ کي  له هغوی سره موافقه ونه کړه ، نو دا چې  د فلسطین په خاوره د اسرائیل د جوړیدو هلی ځلی هم په صلح امیز ډول له ماتی سره مخ شوی  او یهودان به دی مایوسه شول چې د عثمانی ترکیی په موجودیت کي د اسراېیل د جوړیدو امکان نشته نو یې د لویو استعماری هیوادونو ، لکه  امریکا ، روسیی ، فرانسی او انګلستان سره د عثمانی ترکیی د تجزیی او له منځه وړلو پلان جوړ کړ.
نو نړیوالو استعماری قدرتونو دوو موخو ته د رسیدو په نیت د عثمانی امپراتوری د ورانولو او ویشلو پریګړه او نقشه جوړه کړه .
لومړی : دا چې په دی کار سره به وتوانیژی د اسلامی نړی او منځني ختیځ ټوله سیمه کې د عثماني ترکیی مزاحمتونه ختم او ددې ثروتمندی او استراتیژیکي سیمي کنترول به  تر لاسه کړي ( ځکه  دا وخت د خلیج ټول هیوادونه ،عراق ، سوریه ، فلسطین او لبنان ، د عثمانی ترکیی تر واک لاندي ؤ ، له بل اړخه دا سیمه د تجارت له پلوه هم ډیره مهمه وه چې  د نړی لویی لاری او بندرونه همدلته ؤ چې  واک یې د ترکانو سره ؤ )
دوهم : د اسرائیل د جوړیدو په موخه  د یهودیانو سره مرسته او همکاری وه
د خلافت د ویش لپاره د هلو ځلو پیل :
د هرتزل په مشری د یهودانو او د استعماری هیوادونو په ګډه جبهه کي د خلافت د له منځه وړلو او د عثمانی ترکیی د ویش لپاره په ګډه کار پیل شو . تبلیغاتی او جګړه ایزی هلی ځلی ګړندی شوي ، له یوه لوری د انګریزانو له لوری په مصر کي ددوی د استاذی ( هنری ماک ماهون)  او د مکي د واکمن ( حسین شریف ) ترمنځ  ، همدا شان  د نورو عربی مشرانو ( ال سعود ـ هاشمی ) کورنیو سره  د عربی سیمو د خپلواکی او له ترکیی څخه د آزادی لپاره پرله پسې هلی ځلی پیل شوي ، بریطانیا  عربانو ته وعده ورکړه چې که دوی د ترکیی په خلاف د ازادی خبره راپورته کړي نو انګریزان به یې ملاتړ وکړي او دوی ته به د سوریی څخه نیولي تر عراق او عربستان پوري ټولې سیمي وسپاری او خپلواکي په یې په رسمیت وپیژندل شي .
بل لوری ته کردانو او ارمنیانو ته هم همداسی ورته  وعدی  ورکول کیدل او له دوی سره یې په پټه د خپلواکی تړونونه لاسلیک کول .

نور بیا ...

ویرجین منځنی ختیځ او د کردانو ناسور شوی ټپ
دریمه برخه
د سایکس پیکو  تړون  او لومړی نړیواله جګړه    
 دا چې په دی حساس وخت کی چې د ترکیی د تجزیی  پلانونه تر لاس لاندی ؤ ولی  لومړی نړیواله جګړه ونښته ؟ او دی جګړي ته چا ضمینه مساعده کړه ،په رسمی ډول خلک مختلف لاملونه  چې ډیر یې ظاهری بڼه لری په ګوته کوی خو  ځینې څیړونکی بیا  د پردې تر شا دي جګړې ته د لمن وهلو  او په جګړه کي د ترکیی د ورګډولو په دسیسه کي یهودان  مستقیما  دخیل ګڼې  .. په هر صورت  . په ۱۹۱۴ میلادی کال لومړی نړیواله جګړه د متفقینو او متحدینو ترمنځ ونښته سره ددي چې ترکیه  دی جګړې ته تیاره نه وه  خو  په ترکیه کې د ځوانو نشنلستو واکمنو په  ټینګار د متحدینو  ( آلمان او اتریش) تر څنګ ودریده . په ترکیه کې دا وخت د اتحاد او ترقی په نوم یوه نشنلسته ډله واک ته رسیدلی وه ، هغوی فکر کاوه چې په دی جګړه کې د بریالیتوب په صورت کي  خپلی له لاسه تللې سیمي بیرته تر لاسه کړي ، په لومړیو کې خو انګلستان د روسیی او فرانسی په همکاری د عثمانی ترکیی په خلاف لویه بحری جګړه پیل کړه خو مطلوبی لاسته راوړني یي نه درلودی ،. په سیمه کې د قومی نشنلزم په خپرولو او په جګړه کې د امریکا په ګډون سره  متفقین ( روسیه ، فرانسه ، انګستان او امریکا) وروسته له څلورکاله جګړي وتوانیدل متحدینو  ( آلمان ، اتریش او ترکیی ) ته ماته ورکړی  .د ماتي په نتیجه کې د آلمان امپراتوری هم له منځه ولاړه خو ډ المان هیواد د شرطونو په منلو سره په خپل ځای پاته شو، د اطریش امپراتوری هم له منځه ولاړه . او د ترکیی لپاره چې هسی هم د تجزیی پلان یې پخوا تر کار لاندی ؤ د سایکس پیکو تړون لاسلیک شو او د تجزیی کار یې پیل شو .
د سایکس پیکو تړون
لکه مخکي چې یاد شول ، د لومړی نړیوالی جګړې تر مخه  ( ۱۹۱۰) کال او د جګړې په کلونو کې  برطانيي او نورو متفقو هیوادونو ، عربی ، کردي او نورو قومونو ته ډاډ ورکاوه چې دوی که د ترکیی په خلاف پاڅون وکړی نو دوی ته به یې خاوره وسپاری او ازادي به یې په رسیمت وپیژنی  ، ددوی سره یې په دی اړوند قرار دادونه لاسلیک کړی ؤ ،، خو د پردی تر شا دوی د همدی سیمو د  ویش او اشغال پلان جوړ کړی ؤ . د بریطانیا او فرانسي تر منځ د ترکیی د عربی سیمو د ویش په سر د سایکس پیکو د تړون په اساس سلا شوی ؤ  دوی دا سیمه لومړی په پنځو هیوادونو وویشله چې بیا یې په خپلو کی سره وویشله ، او تر ټولو بد دا چي کردان یې چې د یوه هیواد  وعده یې ورکړي وه  په پنځو هیوادونو وویشل ،   دا تړون د بریطانیا د حکومت د یوه لوړ رتبه غړی (  سرمارک سایکس) او د فرانسی د حکومت د یوه لوړ رتبه غړي او په بیروت کي د فرانسی د سرکونسل  ( فرانسوا ژرژ پیکو) ترمنځ  د روسیی به مشوره سره ترتيب او هوکړه پری رامنځ ته شوی وه . دا تړون د نوموړو هیوادو په نمایندګي په (۱۹۱۶) کال د (می)  په ( ۹) نیټه د نړیوالې جګړي به دوهم کال  د همدي دوو تنو ترمنځ لاسلیک شو او نوم یې د دواړو د نومونو د ورستاړي څخه جوړ کړ ( سایکس پیکو) په دی تړون کي چې په پټه امضاء شوی ؤ د عثمانی امپراتوری ویش او تجزیه یې لوی هدف ؤ  په لاندی ټکو توافق رامنځ ته شوی ؤ :
۱-د عثمانی امپراتوری عربی سیمي به په دوو اداری او سیاسی نفوذی ( الف) (ب) سره ویشل کیږي .
۲- د الف له منطقی څخه به د (لبنان زیاتره سیمه ،.سوریه ، آدانا ، کیليکيه . دیاربکر په ترکیه کي واو د عراق شمال له دی جملی د موصول سیمه د فرانسی تر نفوذ لاندی وي .
۳-د ( ب) د سیمې څخه به د د سوریی جنوبی سیمه ، د اردن سیمه ، د عراق مرکزی او جنوبی برخی له هغو (بغداد ، بصره ،تر فارس خلیج پوری ) او د حیفا ، عکا بندرونه ( په فلسطین ) کې تر څو د مدیترانی سمندر ته لاس رسی ولری د انګلیس ( بریطانیا ) په واک کي وي .
۴-د بیت المقدس ښار به د ملګرو ملتونو له هغې جملی روسیی تر نظارت لاندی وي.
۵-استانبول . د بسفور تنګی ،داردانل ،همدا شان د ترکیی شپږ ارمنی ولایتونه او د عراق کردان به روسیی ته ورکول کيږي .
سره ددي چې د شمالی افریقا د عربی هیوادونو د پولو ټاکل او اشغال په دی تړون کي شامل نه ؤ خو عملا دا سیمه هم په دوو برخو وویشل شوه له دی ډلې ( مصر  او سودان د بریطانیا په ویش ورسید او لویدیځه المغرب (تونس ، مراکش او الجزایر) د فرانسی برخه شوه . د ليبیا هیواد خو له دی مخکې د ایطالیآ له لوری د عثمانیانو له ولکي وتلی او اشغال ؤ.همدا شان د خلیج هیوادونه هم په دی تړون کي شامل نه ؤ خو عملا د خلیج ټوله سیمه د انګریزانو تر واک لاندی شوه
چې د نیړیوالی جګړي په پای کې د تزاری روسیی   په له منځه تللو سره د تړون پنځم بند هم  تطبیق نه شو .‎
دا تړون څه وخت افشاء شو ؟
د جګړی په ترڅ کي په روسیه کې د ترازی واکمنو په خلاف د ۱۹۱۷ کال د اکتوبر د کمونستانو انقلاب رامنځ ته شو ،چې په روسیه کې د  لينن او تروتسکي  ډله واک ته ورسیده ،دا چې دوی د تزاری روسیی د سیاستونو سره مخالف ؤ نو یې د سایکس پیکو تړون افشاء کړ او په (۱۹۱۷ کال د نوامبر په ۲۳ نیټه د ایزوستیا او پراودا په ورځپاڼو کي خپور شو .چې دری ورځې وروسته منچستر ګاردین هم خپور کړ . د تړون په افشاء کیدو عربی ،کردی ارمني   بلواګر چې د آزادی په تمه یې د اشغالګرو ملاتړ کاوه سخت خوابدی شول او په نا اميدی سره لاس تر زنی کښیناستل .