۱۳۹۹ فروردین ۱, جمعه

آیا امامان اهل تشیع معصوم بودند ؟


چرا  امامان اهل تشیع معصوم بودند  ؟
ارسالی   طارق افغان


  (نویسنده این مقاله کسی است که از تشیع به الحاد پناه برده ، نویسنده عوض اینکه نظریات ومقالات اهل تشیع را نقد کند ، اسلام را مورد هدف قرار ګرفته ..من که نویشته این نویسنده را خواندم ، برایم جالب بود او حق دارد چنین ادعاها را نقد کند چون خلاف روح اسلام وتفسیر قران است لاکن او نباید اسلام را از زاویه تصور تشیع نقد میکرد چون اسلام  از خرافات پاک و منزه است که هیچ ګاهی خلاف عقل صحبت ندارد.
من مقاله نویسنده را نقل کرده ،فقط بخاطر احترام به صحابه کرام ومقام نبوت پیامبر اسلام (ص) کلمات (صلی الله علیه وسلم ) را اضافه نموده ام
امید است که  روګردانان از اسلام ، حقیقت اسلام را مطالعه نمایند و چیزی که از روایات نویسنده های تشیع است ان را به اسلام منسوب نه کنند .( طارق افغان))
(همه ما میدانیم که  شیعه یان و روحانیون این مذهب, برای ۱۴ نفر از پیشوایان مذهب شان  قائل به عصمت هستندو آنها را معصوم مینامند. ولی قبل از آغاز این نوشتار ببینیم عصمت چیست و به چه کسی معصوم میگویند.
علامه طباطبایى که یکی از روحانیون بسیار برجسته شیعیان میباشد در اینباره میگوید:
منظور از عصمت وجود امرى است در انسان معصوم که باعث حفظ او از وقوع در آنچه که جایز نیست (مثل خطا و معصیت) می‌‏شود.(۱) البته از نظر ایشان، همه پیامبران (تمامى اولیا و هدایت شدگان خاص) داراى عصمت مطلق می‌‏باشند که مصادیق فراوانى را شامل می‌‏شود.(۲) از نظر این روحانی برجسته “عصمت” نتیجه‏ ى علم معصوم به عواقب گناه می‌‏باشد؛ یعنى علم و شعور معصومان به آثار گناهان به گونه‌‏اى است که هیچ گاه مغلوب قواى دیگر انسانى نشده، بلکه مسلط بر آنان است.(۳)
منابع:
۱. علامه طباطبایى, المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۱۳۴(کلام فى عصمة الانبیاء)
۲. ر.ک: همان، ج ۲، ص ۱۳۶– ۱۳۴؛ ج ۵، ص ۷۷- ۷۵
و عبدلله جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن، ج ۳، ص ۲۹۲- ۱۹۷
۳. المیزان ، ج ۵، ص ۷۸
حال با دانستن این مساله که این اشخاص هرگز دچار خطا و اشتباه نمیشدند, سری به تاریخ اسلام میزنیم و از روی روایاتی که خود روحانیون شیعه  در کتابهایشان نقل کرده اند درستی و یا نادرستی این ادعا را بررسی خواهیم کرد.)
اصل مقاله :
اهل شیعه برای محمد (صلی الله علیه وسلم ) و نوادگان دختری او قائل به عصمت الهی میباشند. یعنی اینکه اعتقاد دارند که این ۱۴ نفر از سوی خدا پاک شده‌اند و از انجام هر گونه گناه و تخطی در امان هستند. هرچند که این ادعا با تعداد زیادی از آیات قرآن در تضاد است, ولی شیعیان با تاکید و اصرار از بعضی آیات قرآن این عصمت را استخراج میکنند. یکی از این آیات, آیه ۳۳ سوره احزاب است که شیعیان با استناد به قسمت کوچکی از این آیه, به این ادعا رسمیت میبخشند که ما تلاش داریم در این نوشتار این مساله را بررسی کنیم.
آیه ۳۳ از سوره احزاب قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولیو اقمن الصلاه و آتین الزکاه و اطعن الله و رسوله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیرا.(احزاب ۳۳)
ترجمه:  (ای زنان) و در خانه خود بمانید( ای زنان) و همچون دوران جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید(ای زنان ) و نماز را به پا دارید(زنان) و زکات را بپردازید  (زنان)و خدا و رسولش را اطاعت کنید (زنان) به راستی که خدا میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را به حقیقت پاک کند .
 شیعه یان  ادعا میکنند که این قسمت از آیه درباره علی و فاطمه و حسن و حسین است و میگویند در این آیه الله تعالی اراده فرموده که اهل بیت را معصوم كند و چون اراده الله حتمی و شدنی است پس اهل بیت معصوم هستند. اما در پاسخ به این ادعای شيعيان میتوان گفت که مشکل بزرگی که شیعیان در این آیه دارند این است که نمی توانند اثبات کنند که  این آیه درباره زنان محمد (صلی الله علیه وسلم ) نبوده و بر خلاف قسمت اول آیه که درمورد زنان محمد (صلی الله علیه وسلم ) است,ثابت کنند که  این قسمت دوم  به علی و فرزندانش ارتباط دارد.
اما سوال بسیار مهم بعدی این است که چرا خداوند ( عزوجل)  مساله‌ای به این مهمی که معصوم بودن اهل بیت است رادر یک آیه مستقل و صریح  نیاورده تا هر فرد به ان میفهمیدن  و بدینگونه مبهم و گیج کننده آنرا بیان کرده است؟؟ برای رسیدن به پاسخ، آیات قبل و بعد از این آیه را بررسی میکنیم.
آیه بعدی چنین میباشد: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیرا (۳۳) و اذکرن ما یثلی فی بیوتکن من آیات الله و الحکمه ان الله کان لطیفا خبیرا (۳۴)
ترجمه:  (ای زنان) خطاب به زنان است نه مردان :و در خانه های خود بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید و نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید بدرستی‌که خداوند میخواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک کند و آنچه را در خانه‌های شما از آیات خداوند و حکمت و دانش خوانده میشود یاد کنید و خداوند لطیف و خبیر است.(به واو عطف که در پایان آیه ۳۳ و آغاز آیه ۳۴ آمده, دقت کنید)
حالا یکبار ديگر آیه و ترجمه‌اش را بخوانید و همینطور آیه قبل و بعدش را هم بخوانید همه درباره زنان پیامبر استدو سوم آیه را شیعیان قبول دارند که درباره زنان محمد (صلی الله علیه وسلم ) است اما میگویند یک سوم آخر درباره دختر و نوه ها و داماد محمد (صلی الله علیه وسلم ) است نه زنان ایشان. اما عجیب این است که همین قسمت کوچک هم با (واو) به آیه بعدی متصل شده است که باز به اتفاق شیعه و سنی درباره زنان محمد (صلی الله علیه وسلم ) است.
طبق ادعای شیعه قرآن کتاب معما و چیستان است زیرا به راحتی از میان آیات قرآن مسائل عجیب و غریب استخراج میکنند. همچنین اگر در قرآن گفته شده مغرب باید تاویل کنیم که منظورش مشرق است و همینطور مشرق را به مغرب معنی کنیم و همچنین زنان را به دختران معنی کنیم. در صورتی که در ۱۶ آیه مختلف از قرآن تاکید شده است که قرآن به زبان ساده و قبل فهم نوشته شده است و نیازی به تفسیر و تاویل ندارد.
طبق ادعای شیعیان اگر بخواهیم این آیه را ترجمه کنیم میشود: ای زنان پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) در خانه های خود بمانید و همچون دوران جاهلیت در میان مردم ظاهر نشوید و نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید چونکه خدا میخواهد پلیدی را از علی و فاطمه و حسن و حسین دور کند.
اولا: آیه هرگز این را نمیگوید که الله اراده حتمی کرده است بلکه آیه میگوید الله میخواهد، و حرفی هم از عصمت زده نشده است.
دوما: الله تعالی میخواهد اهل بیت را از پلیدی پاک کند و برای همین به آنها دستوراتی داده است که در آیات قبل و بعد آیه مورد بحث ما آمده است. و شرط پاک شدن عمل به دستورات استاگر فاطمه معصوم بوده پس چرا الله در چند آیه بعد خطاب به او میگوید که حجابت را خوب و درست رعایت کن.
آیه ۵۹ سوره احزاب: یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلا بیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما.
ترجمه: ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو چادرهای بلند خود را بپوشند این کار برای اینکه شناخت شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و خداوند همواره آمرزنده رحیم است. (احزاب ۵۹)
شخص معصوم که به این پندها و اندرزها نیاز ندارند. و این آیات به دلیل: شرعی – لغوی – عرف – عقل – سبب نزول و سیاق آیات, شامل همسران پیامبر است. بلکه همه سوره احزاب درباره همسران پیامبر است که در آیه ششم این سوره میگوید النبی اولی بالمومنین من انفسهم و ازواجه امهتهم.
ترجمه :پیامبر نسبت به مومنان از خودشان سزاورتر است و همسران پیامبر مادران مومنان محسوب میشود. و از آیه ۲۸ تا ۴۰ سوره احزاب به تذکر دادن و موعظه آنها میپردازد و از آیه ۵۰ تا ۶۲ به صراحت و با اشاره به همسران محمد (صلی الله علیه وسلم ) آنها را تذکر میدهد. و اگر آیه تطهیر درباره عصمت می بود مستلزم همسران محمد میشود و نه کسانی که هیچ نامی از آنها برده نشده است.
علمای تشیع معتقدند که محمد (صلی الله علیه وسلم ) به این چهار نفر (علی, فاطمه, حسن و حسین) اشاره کرده و فرموده که اینها از اهل بیت من هستن و به این معنی است که بقیه اهل بیت محمد نیستند و آیه منحصر به همین چهار نفر است. خوب طبق ادعای شیعه همین چهار نفر جزو اهل بیت اند و طبق آیه و حدیث آل عبا بقیه جزو اهل بیت نیستند.
طبق این ادعا پس عصمت بقیه امامان و اهل بیت بودن آنها را چگونه ثابت میکنند ؟؟ معلوم میشود که نتیجه ادعای شیعه به زیان آنهاست. و اگر اهل تشیع برای اثبات عصمت ائمه به این آیه استدلال میکنند چگونه عصمت را به نفر پنجم تا آخر میرسانند در حالی که میگویند آیه و حدیث مخصوص پنج نفر است ؟؟
چه چیزی این افراد را وارد اهل بیت نموده و زنان محمد را از آیه خارج کرده است ؟؟ آیا ائمه قبل از دعای محمد به عصمت رسیده اند یا بعد از آن ؟؟ اگر عصمت با دعای محمد بدست آمده پس آنها قبلا معصوم نبوده‌اند و کسی که معصوم نیست چگونه تبدیل به معصوم میشود و اگر قبل از دعای محمد(صلی الله علیه وسلم )  معصوم بوده‌اند پس چرا محمد(صلی الله علیه وسلم )  دعا کرده؟؟؟
شیعیان میگویند که اگر منظور از آیه تطهیر همسران محمد (صلی الله علیه وسلم ) می بود باید بجای کلمات – عنکم – یطهرکم که ضمیر مذکر است از کلمات عنکن و  یطهرکن, که بصورت مونث است می آورد.
پاسخ: ﺍﻭﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣﻮﻧﺚ ﺑﺎﺷﺪ ﺿﻤﯿﺮ ﻣﻮﻧﺚ ﺑﮑﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺬﮐﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﺿﻤﯿﺮ ﻣﺬﮐﺮ ﺑﮑﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻃﺒﯿﻦ ﻣﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ‌ﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺿﻤﯿﺮ ﻣﺬﮐﺮ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ﺣﺎﻻ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺻﺪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣﺎ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﺯﻥ،ﺑﺎﺯ ﺿﻤﯿﺮ ﻣﺬﮐﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﻣﺬﮐﺮ ﺑﺮ ۹۹ ﻣﻮﻧﺚ ﻣﯽ ﭼﺮﺑﺪ! ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺍﺳﺖ. این در حالی است که محمد (صلی الله علیه وسلم ) هم جزو اهل بیت است پس وقتی که اهل بیت محمد (صلی الله علیه وسلم ) را در آیه مورد خطاب قرار میدهند باید از ضمیر جمع مذکر استفاده کنند چون محمد ((صلی الله علیه وسلم ) هم جزو اهل بیت است. پس این ادعای شیعه فقط برای گول زدن شیعیان است که انها را گمراه کنند. وگرنه این قاعده زبان عربی را هر عرب زبانی میداند .
برای مثال به آیه ۱۲ سوره القصص و آیه ۷۳ سوره هود توجه کنید که در آیات مخاطبش هم زن هست هم مرد اما آنها را با ضمیر مذکر خاطب قرار داده. جالب اینجاست که خود شیعیان، فاطمه که یک مونث است را جزو آیه‌ای قرار میدهند که ضمیر مذکر دارد و به این مورد ایراد نمیگیرند.
حدیث کساء
مسلم در صحیح خود از عایشه روایت میکند که ایشان گفتند پیامبر روزی به هنگام صبح بیرون آمد در حالی که چادری که از موی سیاه بافته شده بود بر تن او بود آنگاه حسن و حسین ، فاطمه و علی آمدند و آنها را زیر چادر قرار داد و آنگاه فرمودند . انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. (به راستی خدا خداوند میخواهد پلیدی را از شما اهل دور کند و شمارا پاک سازد). علمای شيعه از این روایت میخواهند ثابت کنند که این چهار نفر فقط اهل بیت پیامبر هستند.
پاسخ: این حدیث و دعای محمد (صلی الله علیه وسلم ) به خارج کردن زنانش از آیه چه ربطی دارد. نهایت آنچه که از این حدیث برداشت میشود این است که محمد مجموعه از خویشاوندان خود را که در خانه اش زندگی نمی‌کرده‌اند را در حکم آیه داخل کرده و مفهوم آیه به این معنی نیست که آیه منحصرا به همین چهار نفر است و دیگران را شامل نمیشود.
مثلا اگر کسی به چهار تن از دوستانش بگوید که اینها دوستان من هستند به این معنی نیست که دیگر هیچ دوستی ندارد و یا اگر کسی ده برادر داشته باشد و به سه نفر از آنها بگوید که اینها برادران من هستن به این معنی نیست که هفت نفر دیگه برادر او نیستن و گفته محمد که گفته است( اینها اهل بیت من هستند ) نیز چنین استاگر گفته محمد (صلی الله علیه وسلم ) مخصوص این چهار نفر بود و منظورش این است که فقط این چهار نفر اهل بیت من هستند پس شیعیان چگونه نه نفر دیگر از ائمه را که در آن وقت اصلا وجود نداشتند جزو اهل بیت میدانند ؟؟
اتفاقا حدیث کساء دلیلی برای اثبات مطلب ما در اينمورد میباشد. چون آیه تطهیر زودتر از دعای محمد (صلی الله علیه وسلم ) در حق علی و فاطمه و حسن و حسین نازل شد و اگر واقعا آیه تطهیر فقط برای این چهار نفر می‌بود و تنها آنها اهل بیت محمد (صلی الله علیه وسلم ) بودن دیگر دعای محمد(صلی الله علیه وسلم ) برای آنها معنی نداشت چون زودتر از دعای محمد, (صلی الله علیه وسلم ) الله تعالی آیه را نازل کرده و آنها را اهل‌بیت قرار داده بود. پس محمد(صلی الله علیه وسلم ) در دعای خویش از خدا میخواهد که با لطف خود این چهار نفر را هم مشمول حکم آیه قرار دهد. شيعيان برای اینکه ثابت کنند که زنان جزو اهل بیت نیستند به حدیث مسلم به شماره ۶۳۸۱ استناد کرده‌اند که حدیث بدین شکل است.
متن عربی: ان زید بن ارقم سئل عن المراد باهل البیت هل هم النساء.؟ قال لا . و ایم الله ان المراه تکون مع الرجل العصر من الدهر ثم یطلقها فترجع الی ابیها و قومها.
ما دقیقا معنايی كه شيعيان در سايت حوزه علميه آورده‌اند، را می‌آوریم که متوجه خیانت این سایت در فریب مردم و منحرف کردن اذهان شیعیان را ببینید.
ترجمه: از زید بن ارقم سوال شد آیا به زنان پیامبر اهل بیت گفته میشود؟ پاسخ داد خیر. چون ممکن است زن با یک مرد عمری زندگی کند و در اخر از او طلاق بگیرد و به خانه پدرش برگردد و آن وقت جزو اهل بیت پدرش محسوب میشود.
این سایت بخاطر اینکه ذهن خواننده را منحرف کند مجبور شده که در ترجمه خیانت کند و سوالی را که از زید بن ارقم میشود را تغییر دهد. در روایتی که از صحیح مسلم میارورند و سوالی که از زید بن ارقم میشود این است که آیا زنان جزو اهل بیت مرد هستند یا خیر. اما سایت ولی عصر سوال را اینگونه تغییر میدهد که ایا زنان محمد جزو اهل بیت هستند. و جمله زنان محمد را به حدیث اضافه کردن که منظور خود را به خواننده القا کنند.
معنی صحیح: از زید سوال شد که ایا زنان جزو اهل بیت هستند؟ ایشان در جواب گفتند: خیر. چون زن ممکن است چند سال با مردی زندگی کند ولی در اخر از او طلاق بگیرد و به خانه پدرش برگردد و اهل بیت پدرش محسوب میشود.در این حدیث منظور زید بن ارقم این است که زنانی که طلاق داده میشوند جزو اهل بیت نیستند چون بعد از طلاق به خانه پدر خودشون برمیگردند و دیگر جزو اهل بیت شوهرش نیست و جزو اهل بیت پدرش است و این مساله کاملا معلوم است که زن طلاق داده شده جزو اهل بیت مرد نیست اما این سایت برای اینکه حرف خودش به مردم القا کند به این روایات که منظورش چیز دیگری است متوصل شده و در معنای آنهم خیانت میکند و چشم خودش را به روی احادیثی که بصورت واضح میگوید که زنان جزو اهل بیت هستند را بسته است.
در همین صحیح مسلم در حدیث ۶۳۷۸ وقتی پیامبر(صلی الله علیه وسلم )  حدیث (انی تارکم فیکم ثقلین) را میگویند. که درباره قرآن و اهل بیت خودش سفارش میکند در آخر روایت امده است که: فقال حصین و من اهل بیته یا زید: الیس نساوه من اهل بیته ؟ قال نساوه من اهل بیته ولکن اهل بیته من حرم الصدقه بعده. قال ومن هم؟ قال آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس.
ترجمه: حصین گفت ای زید اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند؟ آیا زنان پیامبر جزو اهل بیت هستند؟ زید در جواب گفت. زنان پیامبر جزو اهل بیت هستند و صدقه بر آنها حرام است. دوباره سوال کرد آنها چه کسانی هستند. گفت آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس. در این حدیث کاملا مشخص است که زنان محمد ((صلی الله علیه وسلم ) جزو اهل بیت هستند.
سایت ولی عصر: در روایتی که سیوطی و طبرانی و احمد بن حنبل نقل کرده اند آمده که ام سلمه میگوید من جلو رفتم و طرف کساء را گرفتم تا داخل شوم اما پیامبر کساء را از من گرفت و کشید و به من اجازه ورود به درون عبا را نداد. (این قسمت روایت را که گفته تو بر خیر هستی را نیاورده اند)
متن عربی حدیث: عن ام سلمه انها قالت قالت فرفعت الکساء لادخل معهم فجذبه من یدی و قال انک علی خیر.(مسند احمد ج ۶ ص ۳۲۳ المعجم الکبیر ج ۳ ص ۵۳ و الدر المنثور ج ۵ ص ۱۹۸)
پس بنابراین اگر کسی بخواهد بگوید که زنان محمد نیز داخل اهل بیت است و آیه تطهیر نیز شامل آنها میشود باید عبا را از دست پیامبر گرفته و به زور زنان حضرت را داخل آن نماید.
اما پاسخ اين ادعا: این روایت که سایت ولی عصر بصورت قیچی شده آورده یک روایت ضعیف است بخاطر وجود علی بن زید ابن جدعان و شهر بن حوشب.
علی بن زید .: قال فیه ابن سعد (ضعیف لا یحتج به). قال النسائی (ضعیف). خود امام احمد ایشون را ضعیف میدانسته در این روایت. ابن معین (ضعیف)
نفر دوم نیز شهربن حوشب میباشد: النسائی (لیس بقوی). قال حنبل بن اسحاق عن احمد بن حنبل (لیس به باس). و امام ذهبی ایشون را ضعیف میداند.
متاسفانه این سایت روایات صحیحی را که در این مورد است را رها کرده و به روایات احاد ضعیف برای اثبات عقیده خود استناد کرده.
نکته: در سایت ولی عصر برای اینکه یک روایت را صحیح جلوه بدهند زمین و آسمان را به هم میدوزند که ثابت کنند روایت صحیح است اما در مورد این روایت حتی نتوانستن یک دلیل برای اثبات حرفشون بیاورند. البته این خصلت شیعیان هست که با دروغ و فریب و تحریف تلاشی مذبوحانه برای اثبات ادعاهای خیالشان میکنند.
اما سوالاتی از شیعیان درباره ایه تطهیر وجود دارد که بدين شرح است:
سوال اول: شیعیان میگویند آیه تطهیر درمورد حضرت علی و فرزندانش است. حال دوستان شیعه متن زیر را بخوانند و به سوال ما پاسخ دهند:
ای پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می‌خواهید بیایید با هدیه‌ای شما را بهره‌مند سازم و شما را بطرز نیکویی رها سازم!
و اگر شما خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می‌خواهید، خداوند برای نیکوکاران شما پاداش عظیمی آماده ساخته است
ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و این برای خدا آسان است.
و هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزی پرارزشی برای او آماده کرده‌ایم.
ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید.
و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه رافقط از (علی-حسن-حسین و فاطمه) دور کند و کاملاً انھارا پاک سازد.
این متن ایات ۲۸-۳۳سورہ احزاب هستند طبق تفسیر شیعه از ایه تطهیرو اما سوال: الله به زنان محمد میگوید سخن نیگو بگویید، زکات بدهید و نماز بخوانید و از خانه خود خارج نشوید. این دستوراتی ھستند که الله در ایه تطهیر به ازواج محمد امر میکند. و در ایه تطهیر ادامه میدھد (از خانه خود خارج نشوید) چون خداوند میخواھد علی و فرزندانش را پاک کند. یک کلام بگویم اگر منظور از اهلبیت در ایه تطهیر فقط علی و فرزندانش ھستندچرا الله به زنان محمد گفته فلان و فلان بکنید تا من علی را پاک کنم؟؟ سادہ تر بگویم چرا کار را به زنان محمد سپرده و مزدش را به علی و اولادش میدھد؟؟
سوال دومشیعیان آیه تطهیر را دلیلی برای عصمت علی و فرزندانش میدانند و با استفاده از این آیه آنها را معصوم میدانند. ما هم آیاتی مطرح میکنیم که اگر طاهر بودن را معصوم بودن معنی کنیم و رجز را به معنای گناه پس همه اطرافيان محمد معصوم میشوند.
توجه بفرماييدإِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ [۱۱-انفال]
ترجمهو (یاد آورید) هنگامی را که خواب سبکی که مایه آرامش از سوی خدا بود، شما را فراگرفت؛ و آبی از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند؛ و پلیدی شیطان را از شما دور سازد؛ و دلهایتان را محکم، و گامها را با آن استوار دارد!
در این آیه الله تعالی  میخواهد اهل بدر منجمله ابوبکر و عمر و بقيه اطرافيان محمد را پاک کند. اگر طبق ایه تطهیر اهلبیت معصوم باشند پس علماي شیعه باید طبق این آیه همه صحابه را منجمله ابوبکر و عمر و…را معصوم بدانند. آیا عصمت اهل بدر را میپذیرند؟ و همچنین در آیه وضو امده است که: ۚ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (۶-مائدہ)
ترجمه: الله نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند, بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آورید!
ایا هر کس وضو بگیرد معصوم است؟ اگر طبق ایه تطهیر اهلبیت معصوم باشند پس طبق این دو ایه همه مسلمانان جهان معصوم هستند.
سوال سوم: مگر نه این است که معصوم هرگز مرتکب گناه و اشتباه نمیشود و هرگز نیز نیازی به پند و گوشزد ندارد. پس چرا خدا به پیامبر میگوید به زنانت و دخترانت و زنان مومنان بگو حجابشان را رعایت کنندمگر طبق ادعای شما, فاطمه معصوم نیست؟ مگر الله نمیدانست که فاطمه معصوم است و میداند که باید حجابش رعایت شود پس چرا باز در قران میگوید حجابت را رعایت کن؟؟
این آیه خطاب به همه زنان است. بخوانید و پاسخ دهید: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
ترجمه: ای پیامبر ! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: چادرهای خود را بر خویش فرو افکنند،(و با آن سر و صورت و سینه هایشان را بپوشانند) این مناسب تر است تا شناخته شوند؛ پس مورد آزار قرار نگیرند، و خداوند آمرزنده ی مهربان است.
چرا باید الله یک شخص معصوم را گوشزد کند؟ معصوم که دچار اشتباه نمیشود و نیازی به پند و گوشزد ندارد. اگر بگویید منظور دیگر دختران محمد است پس میگوییم خداوند دیگر دختران رسول را والا مقام تر دانسته که در حقشان ایه نازل کرد و مستقیما انها را مخاطب قرار داده و اما در مورد فاطمه هیچ ایه ای نازل نشده و هیچ جای قران مخاطب خداوند نیست و یک مسئله دیگر که از این ایه مشخص میشود افضلیت زنان محمد بر دخترانش است چرا که کلمه (زنانت)قبل از(دخترانت) امده و همیشه مقدم مکرم تر است.
سوال چهارم: شیعیان به خاطر اینکه زنان محمد را از اهلبیت محمد جدا کنند و آیه تطهیر را منحصر به ائمه خودشان بکنند به حدیث کساء متوسل میشوند و میگویند چون محمد(علی, فاطمه, حسن و حسین) را زیر کسا برد و آیه را خواند پس آیه فقط درحق آنان استاگر آیه تطهیر فقط در شان اهل کساء(پیامبر، علی، فاطمه, حسن وحسین) نازل شده باشد, پس ۹ امام دیگرتان هم زیر کساء نبودند آنھا از کجا اهل‌بیتند و معصوم ؟؟
تنها دلیل قرآنی که شیعه برای اثبات عصمت که همیشه به ان استناد میکنند همین آیه قیچی شده تطهیر است اگر آیه را به پنج نفر منحصر کنید پس عصمت ۹ امام دیگرتان زیر سوال میرود؟؟
پس با این حساب اگر امامان معصوم نباشند کل مذهب شيعه متزلزل میشود چون امامت مهمترین اصل از اصول شيعه است و امام بدون عصمت را هم که قبول ندارند.
بعضی از شیعیان میگویند ائمه چون فرزند معصوم ھستند پس معصوم‌اند یعنی چون پدر و مادرشان معصوم‌اند آنها هم معصوم‌اند!
در پاسخ به این دوستان باید گفت: اگر قرار باشد فرزند معصوم, معصوم باشد پس چرا بقيه اولاد امامان شيعه معصوم نبودند و فقط از بينشان يك پسر معصوم بوده؟ مثلا فرزندان امام حسن در کجای این معادله قرار دارند؟ تكليف بقيه چيست ؟؟ سوال اصلی این است که ۹ امام ديگر که زیر کساء نبودند را از کجا مصداق آیه تطهیر قرار میدھید؟؟؟



۱۳۹۸ اسفند ۲۹, پنجشنبه

تولد امام علی (رض) در کعبه (آیا اين واقعیت است)


 تولد امام علی (رض) در کعبه (آیا اين واقعیت است)
ارسالی از: طارق افغان 


  (نویسنده این مقاله کسی است که حالا از تشیع به الحاد پناه برده ، نویسنده عوض اینکه  ازاین قبیل داستانها ونویسندهگان شان را مورد نقد قرار دهد ،همه اسلام را مورد هدف قرار گرفته ..من که نویشته این نویسنده را خواندم ،او را برحق دانسته تا ازین قبل داستانها را نقد کند ولی اسلام چیزی دیگری است  که این نوع داستانها  در قاموسش جای ندارد  ..اسلام  از خرافات پاک و منزه است که هیچ گاهی خلاف عقل صحبت ندارد.
من مقاله نویسنده را نقل کرده ،فقط بخاطر احترام به صحابه کرام ومقام نبوت پیامبر اسلام (ص) کلمات (علیه سلام) و(صلی الله علیه وسلم ) را اضافه نموده ام
امید است که  روگردانان ونقادان از اسلام ، حقیقت اسلام را مطالعه نمایند و چیزی که از روایات نویسنده های تشیع  ودیگران است  به اسلام منسوب نه کنند .( طارق افغان))
متن مقاله:
همانطور كه تمامى شما مخاطبين محترم آگاهيد آخندهای  شيعه ميگويند مادر امام على (علیه سلام) كه فاطمه بنت اسد نام داشته است، زمانى كه به درد زايمان گرفتار ميشود راهى كعبه ميشود آنگاه ديوار كعبه شكافته شده و او وارد كعبه شده و در آنجا وضع حمل كرده و فرزندش على بدنيا مى آيد.
قبل از پرداختن به اين دروغ بزرگ و تحليل زوايا و نكاتى كه دروغ بودن آنرا اثبات ميكند، خلاصه اصل اين روايت را براى شما مينويسم.
خلاصه روايت:
روزى عبّاس بن عبد المطّلب (رض)، یزید بن قعنب، گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبیله بنى عبدالعزّى در برابر خانه کعبه نشسته بودند، ناگاه فاطمه بنت اسد وارد مسجد شد، در حالی که به حضرت امام على(علیه سلام) ، نُه ماه آبستن بود و زمان وضع حملش فرا رسیده بود.
پس در برابر خانه کعبه ایستاد و نظر به جانب آسمان افکند و گفتپروردگارا! من به تو و به هر پیامبر و رسولى که فرستاده ‏اى و به هر کتابى که نازل نموده ‏اى، ایمان آورده ‏ام و گفته‏ هاى جدّم ابراهیم خلیل را که خانه کعبه را بنا کرده است، تصدیق نموده ‏ام. از تو تقاضا مى‏ کنم به حق این خانه و به حق آن کسى که این خانه را بنا کرده است و به حق این فرزندى که در شکم من است و با من سخن مى‏ گوید و با سخن گفتن خود، مونس من شده است و یقین دارم که او یکى از آیات جلال و عظمت تو است، این ولادت را بر من آسان کنى.
عباس و یزید بن قعنب گفتند که: چون فاطمه از این دعا فارغ شد، دیدیم که دیوار عقب خانه خدا شکافته شد، فاطمه از آن شکاف داخل خانه شد و از دیده‏هاى ما پنهان شد، پس شکاف دیوار به اذن خدا به هم پیوست و ما چون خواستیم در خانه را بگشاییم، هرچه سعى کردیم، گشوده نشد، دانستیم که این امر از جانب خدا واقع شده است. فاطمه سه روز در داخل کعبه ماند، تا حدّی که اهل مکه در کوچه‏ ها و بازارها این قصّه را نقل مى‏ کردند و زن‌ها در خانه‏ ها این حکایت را یاد کرده و تعجّب مى ‏نمودند.
روز چهارم که فرا رسید، همان قسمت از دیوار کعبه که شکافته شده بود، دیگر باره شکافته شد، فاطمه بنت اسد بیرون آمد در حالی که فرزند خود، علىّ بن ابى‌طالب را در دست داشت، ‏گفت: اى مردم! به درستى که‏ حقّ تعالى مرا از میان خلق خود برگزید و بر زنان برگزیده‌ا‌ی که پیش از من بوده ‏اند، فضیلت داد. الى آخر
مهمترين منابعى كه اين روايت را نقل كرده اند عبارتند از:
١) شيخ صدوق اليقين در باختصاص مولانا على ص ١٩١
٢) رجال نجاشى (ب نقل از صدوق) ص ٣٩٢
٣) شيخ مفيد در الارشاد ج ١ ص ٥ 
٤) شيخ طوسى در تهذيب الاحكام ج ٦ ص ١٩
٥) شيخ رضى در خصائص الائمه ص ٣٩

خوب تا اينجا  روايت مورد ادعاى شيعيان در مورد تولد على (علیه سلام) را براى شما نوشتيم، امام اكنون ميپردازيم به صحت و سقم عقلى و منطقى اين روايت و همچنين طرح چند سئوال ساده در انكار اين ادعا يا افسانه!
١- چرا تا زمان شيخ صدوق هيچ يك از ائمه يا علماى بزرگ شيعه به اين موضوع اشاره نكرده است؟ بعنوان مثال كتاب سلیم بن قيس هلالى كه بعنوان اولين كتاب روايى شيعيان و خالق افسانه قتل فاطمه بدست عمر را نوشته است، كوچكترين اشاره اى به تولد على (علیه سلام) در كعبه نكرده است. و يا كتاب كافى كه معتبرترين كتاب شيعه و در واقع تبيين كننده اين مذهب است، چيزى در اينمورد ننوشته است؟
٢ راوى اصلى اين قصه شخصى است به نام يزيد بن قعنب كه به گفته خود مورخين مسلمان، يك شخص غير مسلمان و بت پرست بود و هيچ گاه نيز مسلمان نشده است، چرا در اين مورد شيعيان روايت يك مشرك(به قول خودشان) را با آب و تاب نقل ميكنند درصورتى كه طبق اصول رجالى شيعه اين روايت هيچ اعتبار سندى ندارد بدليل غير مسلمان و غير امامى بودن راوى آن!
٣- طبق اصول رجالى شيعه رواياتى كه با آيات قرآن در تناقض باشد غير قابل قبول و اعتماد است، حال آنكه در اين روايت فاطمه بنت اسد صاحب معجزه شده است درصورتى كه نه پيامبر است و نه وحى دريافت ميكرده است.
٤- فاطمه بنت اسد در دعايش ميگويد: گفته‏ هاى جدّم ابراهیم خلیل را که خانه کعبه را بنا کرده است، تصدیق نموده ‏ام، اين درصورتى است كه ادعاى ساختن كعبه توسط ابراهيم چندين سال بعد در قرآن آورده شده است و قبل از آن هيچ كتابى در اينمورد چيزى ننوشته بود. آيا فاطمه بنت اسد از متن قرآن و آياتش باخبر بود؟
۵ به نقل از تاريخ زمانى كه پيامبر اسلام ٣٥ سال داشت سیل بزرگی منجر به آسیب‌دیدگی جدی و ويرانى قسمتهاى زيادى از بنای کعبه شده بود كه قريش تصميم به بازسازى آن ميگيرد.
(بلاذری، كتاب انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ١، ص ٩٩)
 دليل اين تعمير اساسى اين بود كه: کعبه بدون استفاده از ملاط و تنها با چیدن سنگ‌ها روی هم و با ارتفاعی کمی بیشتر از قد یک انسان و بدون سقف و بسيار ابتدائى ساخته شده بود و به همین دلیل، سرقت از درون آن آسان بود.(ابن اثیر جزری، كتاب اسد الغابةفی معرفة الصحابة، ج ١، ص ٢٣- ٢٤)
- حال دوباره روايت شيعيان را در مورد تولد على را با دقت بخوانيد.
٦- راوى ميگويد پس از ورود فاطمه شكاف بسته شده و ما هرچه تلاش كرديم نتوانستيم آنرا باز كنيم! آيا عاقلانه نبود كه درب را باز كنند و داخل شوند به جاى تلاش براى باز كردن شكاف؟
٧- نويسنده اين داستان كلا ابوطالب را فراموش كرده است زيرا اگر كسى ميبايست نگران و مظطرب ميشد همسر فاطمه و پدر على بود، ولى ميبينيد كه ايشان كلا جائى در اين داستان ندارد.
٨- تولد على در مكانى كه قرنها بتكده بوده نه اينكه فضيلت نيست بلكه نشان از احترام به بتها توسط پدر و مادر على دارد و كعبه قرنها بعنوان بتكده مورد احترام بود و نه چيز ديگر. لازم به يادآورى است كه كعبه در آنزمان “بيت اله” يعنى خانه بتها نام داشت و درهيچ جاى تاريخ نوشته نشده است كه اعراب حجاز آنرا خانه خداى يگانه ميپنداشته اند.
٩- در اين روايت گفته شده است كه فاطمه از خدا خواست كه درد زايمان را بر او اسان سازد و آنگاه ديوار كعبه شكافت و … مگر درون كعبه دستگاه كاهش درد زايمان وجود داشت؟ مگر ورود او به داخل كعبه، تك و تنها در ميان صدها بت، بدون قابله و يا همراه، باعث كاهش درد زايمان ميشود؟؟
١٠- در اين داستان فاطمه ٣ روز را به زايمان مشغول بوده است درصورتى كه خودش تقاضاى آسانى اين زايمان را كرده بود، حال آنكه مدت زمان وضع حمل ايشان نه اينكه آسانتر بلكه ٢-٣ برابر بيشتر از زنان معمولى بوده است!
١۱- آیا شیعیان تاکنون از خود پرسیده اند که چرا محمد بن عبدلله (ص)  در مقام ختم رسل و افضل انبیاء بشر از آدم ابوالبشر تا یوم الحشر، زاده و مولود کعبه نشد با اینکه مقامی به مراتب بالاتر از علی داشت؟! و اگر تولد در كعبه افتخار است، چرا این افتخار شامل محمد (صلی الله علیه وسلم) نشد؟!
١٢- اگر علی مولود کعبه بوده پس چرا هیچ کدام از القابی که به وی نسبت داده شده است حاکی از این مسئله نیست؟! اعراب به كنيه و لقب عادت داشته و دارند ولى در هيچ كتابى و در ميان الاب ايشان نامى از مولود كعبه برده نشده است.
١٣- اگر دیوار کعبه برای فاطمه بنت اسد مادر علی، طبق افسانه ی معروف شکافته شد و وی به درون آن رفت و بعد از سه روز با فرزند خود بیرون آمد، پس افراد حاضر در محل میبایست این واقعه ی عجیب و معجزه آسا را میدیدند و دهان به دهان نُقل مجالس میشد و اهل مکه و حتی کل اهل حجاز برای فاطمه بنت اسد و علی بن ابیطالب مقام و شان الهی، تقدس و ربوبی قائل میشدند و علی در اقصی نقاط حجاز معروف میشد که هرگز اینگونه نبوده است.
١٤- تقریبا در همه ایام، کعبه دارای کلیدبان مخصوص بوده است كه وظيفه او نگهداری، مراقبت و پاكيزه نگه داشتن آنها بودچگونه است که در آن سه روز هیچ کلیدداری به داخل کعبه نرفت كه بداند اين زن حامله درون بتكده اعظم عرب چه ميكند و چگونه وارد شده است؟!
١٥- اگر علی(علیه سلام)  حقیقتا مولود کعبه بوده است چرا هیچ آیه ای در قرآن به این مورد استثنایی دلالت نمیکند؟ بهتر نبود الله تعالی به جاى تكرار داستان موسى براى يكبار هم كه شده ازين معجزه معاصر نام ميبرد؟ آیا براى الله تعالی، شكل و شمايل گاو بنى اسرائيل(بقره آيات ٦٧-٧٣) مهمتر از تولد على در خانه اش بوده ؟
١٦- اگر نهج البلاغه نوشته على(علیه سلام)  است، چرا او در اين كتاب هيچ اشاره اى به اين معجزه نكرده است؟ مگر اعتبار اين واقعه كمتر از نحوه توليد مثل طاووس است كه جزئياتش مو به مو نوشته شده است؟
به اين موارد ميتوان بازهم نكاتى اضافه كرد ولى به نظر من تا همينجا هم براى اثبات دروغين بودن اين ادعا كفايت ميكند.
 یک نقطه من اضافه می نمایم گه اگر این روایت صحت داشته باشد چرا هیچ راوی از راویان اهل سنت وتاریخ نویسان عرب ازین روایت یاد نه کرده ؟


۱۳۹۸ بهمن ۲۶, شنبه

( د وردګو ولایت د تاریخ پاڼه )

د دلوی د میاشتی د (۲۶) ورځې په مناسبت 
د روسانو تیښته او د ډاکتر نجیب واک ته رسول

د روسانو تلفات ورځ تر بله ډیریدل، اقتصاد یې مخ په ځوړ وران ؤ ،جګړه هم ددوی په تاوان او ددوی په ماته روانه وه، خصوصا هغه مهال په جګړه کې لوی بدلون راغی چې امریکا مجاهدینو ته د الوتکو ضد ستنګر توغندي چې له اوږې فیر کیدل ورکړل، دې توغندیو د روسانو هوايي ځواک چې په جګړه کې یې مهمه او پریکنده ونډه درلوده فلج کړ، او نور د روسانو الوتکی په هوا کی اوتنی نه شوای کولای او دروسانو لویې حملې نورې ټولې له ماتې سره مخ وې.
زرګونه ټانګونه او الوتکې یې له منځه ولاړې، او ورځ تر بله د روسانو حالت خرابیده ، تردې چې په وردګو کې دوی ته یواځې د کابل کندهار د لويې لارې د امنیت ساتلو خبره مهمه شوه، نور له دې ولویدل چې د پخوا په شان دې وردګو ته لویې قوې راواستوي ، د سیدآباد او مرکز پرته نورې ټولې سیمې او ولسوالی د مجاهدینو په ولکه کې وې، دوی په تیرو لسو کلونو کې هر څه چې درلودل وکارول ، د وردګو هر کلی یې بمبارد کړ، د وردګو د ځپلو لپاره یې تر پنځوسو زیاتې لویې حملې وکړې، چې پرته له ناکامۍ یې بل څه تر لاسه نه کړل، په ۱۳۶۶ کال دوی په نرخ او میدان حمله وکړه چې د څو ورځو جګړو ورسته ددوی لس الوتکې راانسکورې شوې، همدا شان د چک ولسوالی د جمعیت اسلامی مجاهدینو د ستنګر په واسطه د شیخ آباد په خړیانو کې د هلیکوپترو د هغه کاروان څخه چې د لارې د ساتلو په موخه به ګرځیدې یوه وویشته او راولویده، نورې ټولې له لارې بیرته کابل ته وګرځیدې ، دا توان یې نه ؤ چې په مخ ولاړی شی او بیا د وردګو په لور د تل لپاره را نغلی
د وردګو په سیمه کې د کابل کندهار سرک دوی ته د مرګ سرک جوړ شو، د روسانو هیڅ کاروان به له دې لارې غزني او یا کابل ته سم او پوره نه تیریده ، دا په داسې حال کې چې د روسيي د ننه هم د جګړې په سر اختلافات زیات شول، هر چا دا پوښتنه کوله چې دا مړي د څه لپاره ؟ د روسانو تابوتونه ورځ تر بله د روسي په لوري زیاتیدل، بالآخره یې تصمیم ونیو، پرته له دې چې ټوله روسیه غرقه شي، خپل عسکر باید وباسي ، نو یې د ملګرو ملتونو دروازه وډبوله او د سولې خبرې یې پیل کړي، په دې لړ کې د ۱۹۸۸کال د اپریل په ۱۴ نیټه چې د۱۳۶۷کال دحمل له ۲۵ نیټې سره سمون لري د ژنو معاده لاسلیک او د روسانو د وتلو اعلان وشو ، داچې د دوی پاته خپل افغاني کمونستان هم باید د څو کلونو لپاره جنګیدلي وای نو یې په ډیره بیړه د ۱۳۶۷ کال د ثور په ۲۷ د حکومت ډول بدل کړ، او یو ښه دیپلومات ډاکتر نجیب یې د ۱۳۶۷کال دثور په ۱۴ نیټه د خپل ګوند عمومي منشي اود ملک جمهور ریس وټاکه کارمل يې چې دوی په ټانګونو سپور راوستي ؤ له واکه لیرې کړ.لومړي کاروانونه یې له جلال آباد څخه روسیی ته روان شول . ورسره د ټول افغانستان څخه د روسانو لښکرې په داسې حال کې د روسيی په لوري په تیښته روانې وې چې مجاهدینو پرې هر ځای حملې کولې،او ددوی لومړۍ ډله د همدې۱۳۶۷ کال د ثور په ۲۸ نیټه د آمو له سینده پورې وته.


د د سیدآباد ولسوالی د سیسۍ څخه د روسانو وتل:
د وردګو په ولایت کې هم روسانو د سیدآباد ولسوالۍ د تنګي د دوراهي د سیسۍ د غوندۍ د پاسه یو لوی غنډ چې د غزني د فرقې سره یې تړاو درلود پروت ؤ همدا شان د میدان د سره پله د آبدرې په سیمه او میدانښار کې هم دوی عسکر درلودل ،ددې عسکرو دنده داوه ترڅو د روسانو کاروانونه د کابل څخه غزني ته ورسوي ، نو کله چې روسان وتل ، د وتلو لپاره یې د وردګو د لارې په ځای د غزني ګردیز لاره غوره کړه ، ځکه دا لاره دوی ته وتلو لپاره ډیره خطرناکه وه ، نو په سیدآباد کې میشت روسان د ۱۳۶۷کال د ثور په۱۸ نیټه د سیسۍ له غنډ څخه ووتل دوی لومړی غزني او بیا له هغه ځایه ګردیز او د لوګر په لاره کابل ته ورسیدل ،د روسانو د وتلو د مخه د سیدآباد پرته نورې ټولې ولسوالۍ د مجاهدینو په واک کې وې دسیدآباد ولسوالۍ کې هم یواځې د نمونې لپاره ځینې عسکر پراته ؤ نور سیاسي کار یې نه دورلود .
د۱۹۸۹کال د فبروري په ۱۵ چې د۱۳۶۷ کال د دلو له ۲۶ سره سمون لري د روسانو وروستی ۴۰ لښکر د جنرال بوریس ګروموف په مشری له آمو پورې وت او نوموړی د روسیې وروستۍ عسکر ؤ.
د سیدآباد ولسوالۍ فتحه:
د روسانو د وتلو سره د ولسوالۍ عسکر وارخطا شول د نجیب حکومت هم مجبور شو په ۱۳۶۷ کال د ثور په ۱۹ نیټه د هلیکوپترو په واسطه عسکر له سیدآباد څخه وباسي او مجاهدین د لومړي ځل لپاره ور دننه شول او دا ولسوالي فتح شوه ، د عسکروله وتلو سره سم خلکو په ولسوالئ حمله وکړه ټول وسایل او اسلحي یې چور کړې ، په دې سره له میدانښار پرته نور دولتي مرکز په وردګ ولایت کې پاته نشو.
په میدانښار برید او د میدانښار فتحه:
دسید آباد له فتحې وروسته د وردګو په ولایت کې یواځې میدانښار د مجاهدینو له ولکې بهر پاته شو ،د چک ، سیدآباد ، نرخ ، او مرکز د حزب اسلامي مجاهدینو تصمیم ونیو چي په میدانښار به حمله کوي ، همغه ؤ چې د د۱۳۶۷ کال سرطان دمیاشتې په ۵ نیټه تر یوې جګړې وروسته د ورځې په منځ کې مجاهدین میدانښار ته ننوتل، او دولتي عسکر کابل ته په شا شول ،په دې سره د لومړي ځل لپاره میدانښار فتح شو اومجاهدینو په سلګونه میله سپکه او درنه وسله ولجه کړه ، خو یوه ورځ وروسته دولتي لویې قوې ،د کابل څخه حمله وکړه او تر یوې جګړې وروسته یې میدانښاربیرته ونیو، خو مجاهدینو پرې پرله پسې حملې پرې کولې تردې چې د نجیب حکومت د میدان سیمه ګیلم جم ملیشو ته د پیسو په مقابل کې په اجاره ورکړه او د میدان د مرکز سیمه تر دوراني پورې ټوله ملیشو ترخپل واک لاندې واوسته ، دسیمې ټول کلي او کورونه یې چور او روان کړل،چې د نجیب د حکومت تر پایه داسیمه ددوی په ولکه کي پاته وه .
کاپي ( د وردګو ولایت د دوولسیزو یادښتونه ) له کتاب څخه
لیکوال محمد شفیق صادق